معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٧٢ - ديدگاه
معنا كه تأويل، ارجاع به ابتدا و يا ارجاع به انتها است. اين مطلب را مىتوان به بيانى ديگر در كلام ديگر لغتشناسان نيز ديد.
مطابق سخن مجد الدين فيروزآبادى صاحب كتاب القاموس المحيط، همه لغتشناسان در اين كه تأويل از «أول به معناى انتها و فرجام» مشتق شده باشد، اتفاق نظر ندارند. برخى مىگويند از «اوّل» اشتقاق يافته كه در آن صورت تأويل كلام به معناى برگرداندن سخن به اوّلش (غرض گوينده) است؛ و برخى گفتهاند كه از «مآل» مشتق شده كه در اين صورت به معناى عاقبت و مرجع است.[١] وى در جمع بين اين دو قول مىگويد: اين دو قول نزديك به هم هستند و از اين رو گفتهاند كه أَوَّلُ غَرَضِ الحَكيمِ آخِرُ فِعلِهِ.[٢]
اگر در سخن ديگر لغتشناسان و مفسران نيز دقت كنيم، اين دو معنا را مىتوانيم پيدا كنيم. معمولًا در اين تعاريف به دو كليد واژه «رجوع» و «صيرورت» بر مىخوريم كه اوّلى، بر بازگشت به مبدأ و دومى به رفتن به سوى منتهى دلالت دارد. در اينجا به نقل سخن برخى لغتشناسان و مفسّران مىپردازيم. ابن منظور در كتاب لسان العرب مىنويسد:
قال ابن الأَثير: هو من آلَ الشيءُ يَؤُولُ إِلي كذا أَي رَجَع و صار إِليه. قال أَبو عبيد: التَّأْوِيل المَرجِع و المَصير مأْخوذ من آلَ يَؤُولُ إِلي كذا أَي صار إِليه. و أَوَّلْتُهُ: صَيَّرته إِليه. قال أَبو منصور: و الذي نعرفه أَن يقال آلَ الشرابُ إِذا خَثُر و انتهي بلوغُه و مُنْتهاه من الإِسكار.[٣]
طبرى نيز مىگويد: اصل تأويل و تأوُّل از آل الشيء الى كذا به معناى «صار اليه» است.[٤]
طبرسى گفته است، اصل تأويل، مرجع و مصير است و عرب وقتى به انتهاى چيزى مىرسد، مىگويد: تَأَوَّلَ الشَّيءُ.[٥]
[١] . رك: فيروزآبادى، بصائر ذوى التمييز، ج ١، ص ٧٩.
[٢] . همان.
[٣] . محمد بن مكرم ابنمنظور، لسان العرب، ج ١١، صص ٣٥- ٣٣.
[٤] . ابن جرير طبرى، جامع البيان عن تأويل آى القرآن، ذيل آيه هفتم سوره آل عمران.
[٥] . فضل بن حسن طبرسى، مجمع البيان، ذيل آيه هفتم سوره آل عمران.