معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٥١ - صريحترين عبارت
نمىباشند و در دسترس انسانها هستند:
فمن زعم ان كتاب الله مبهم فقد هلك و أهلك[١]
و بلكه مىگويد: همه آنچه كه در اختيار اهل بيت عصمت است ريشه در قرآن دارد و امام معصوم مىتواند منشأ قرآنى هر حديثى را نشانمان دهد:
اذا حدّثتكم بشيء فاسألوني عنه من كتاب الله.[٢]
و طائفه ديگر، ظاهرش خلاف آن است چون مىگويد: عقول غير معصوم، دورترين چيز نسبت به معارف قرآنى است، چه آنچه مربوط به باطن قرآن است و چه آنچه مربوط به ظاهر قرآن است:
ان للقرآن بطناً و للبطن ظهراً ثم قال: يا جابر و ليس شيء أبعد من عقول الرجال منه، ان الآية لتنزل أوّلها في شيء و أوسطها في شيء آخرها في شيء و هو كلام يتصرّف علي وجوه.[٣]
جمع بين اين دو طائفه به اين است كه فراگيرى معارف قرآنى و فهم مفاهيم قرآن از خودِ قرآن و از كانال الفاظ و آيات ظاهرى قرآن، براى همگان ممكن است، اما پس از پيمودن راهى، و زانو زدن در مقابل استادى، و بهدست آوردن ذوق و مهارتى؛ راهش اين است كه مدّتى با روايات اهل بيت مأنوس شوى و با استاد و مرشد و حكيم اين راه (هلك من ليس له حكيم يرشده) كه تنها آن ذوات مقدس هستند ارتباط برقرار كنى تا ذوق و مهارت فهم قرآن را از خودِ قرآن بهدست آورى.
اگر دست خود را در دست آن اساتيد ربّانى بگذارى و در مقابل رواياتشان زانو بزنى و چون مرحوم علّامه (ره) (قبل از نوشتن الميزان) لااقل يك دور، بحارالانوار را ببينى و بفهمى، سپس به محضر قرآن برسى، از ذوق و مهارتى برخوردار مىشوى كه وقتى با آيات قرآنى مواجه مىشوى، نورانيتش را احساس مىكنى و مفاهيم بلندش را از خود آيات و از ظاهر الفاظش استنباط مىنمايى.
[١] . بحارالانوار، ج ٨٩، ص ٩٠.
[٢] . كافى، ج ١، ص ٦٠.
[٣] . بحارالانوار، ج ٨٩، ص ٩١.