معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٠٢ - پاسخ
عدم حجيت كرده است، نظر وى را- بنا بر برداشت نائينى- اخبار غير ثقات مىداند و مىگويد:
سيد مرتضى در حقيقت با خبر غير ثقه مخالف بوده و نه خبر معتبر ثقه. و باز اين نكته را يادآور مىشود كه حجيت در باب امارات، اعتبار كاشفيت آن از واقع است. قرار دادن دليل علمى به جاى علم بر حسب اعتبار عقلا است و اينگونه نيست كه عقلا در اعتناى به اين اخبار تعبد محض داشته باشند.[١]
همچنين اين پرسش را مطرح مىكند كه آيا در التفات به اخبار آحاد در غير احكام، چگونه تعبدى است؟ ايشان در پاسخ مىگويد: در اينجا بايد التفات كرد آنچه به كلام در تعبد به حجيت امارات باز مىگردد، صرف قبول خبر نيست.
به عبارت ديگر، آيا در پذيرفتن اين گونه موارد و حجيت، قائل شدن براى خبر ثقه عدل در همراهى و مرافقت با عرف و عقلا است، يا روشى تعبدى از سوى شارع است؟ ايشان در پاسخ اين پرسش و توضيح استدلال مىنويسد:
آنچه براى ما آشكار مىشود، اين است كه خبر واحد جامع شرايط اعتبار، مستند به دليل تعبدى نيست. يعنى اين گونه نيست كه شارع از باب تعبد آن را حجت كرده باشد. حجيت خبر واحد، داراى سير عقلايى است، كه عرف و روش عام عقلا بر آن تعلق گرفته و بر همين منوال سير كردهاند، از اين رو تعبدى بهطور مطلق نيست تا بگوييم در حجيت امارات نيازمند ترتب اثر عملى هستيم، يا شارع بدان جهت كه حكم تكليفى بوده، حجت قرار داده است. عمل شارع در اين امور همراهى با اعراف عقلا در روش خودشان براى تنظيم حيات عامه است. آنان خبرهاى افراد موثق و دقيق را يكى از راههاى وصول به علم مىدانند و شارع هم همين روش را در كار خود امضاء كرده است.
پاسخ
بخشى از پاسخ به استدلالهاى آيتالله معرفت را به هنگام نقد ادله آيتالله خوئى مطرح كرديم و بخشى را از باب تأكيد در اينجا مطرح مىكنيم.
[١] . محمدهادى معرفت، التفسير الاثرى الجامع، ص ١٢٦