معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٦٢ - چند نمونه از موارد عرض بر كتاب
بهعنوان جرى و تطبيق و يا انتزاع مفهوم عام از آيه (بطن) ياد مىشود.
از نگاه استاد معرفت، از انواع تأويلات مورد قبول آن است كه پس از الغاى خصوصيات ظاهرى، مفهوم عامى از بطن آيه استخراج و به موارد ديگر تسرّى داده شود.
از باب نمونه آيه: أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ[١] داراى سه خصوصيت است:
الف. مورد سؤال: كه عبارت است از تشكيك در مورد نبوّت پيامبر اكرم (ص) و اينكه آيا ممكن است بشرى به رسالت مبعوث شود؟
ب. مخاطب آيه: كه عبارتند از: مشركين مكه.
ج. سؤالشوندگان: كه عبارت بودند از علماى اهل كتاب.
حال پس از دقت در اين موارد مىبينيم، پرسيدن و سؤال كردن، از حيث سؤال خصوصيتى ندارد، مخاطبين هم كه مشركين مكه باشند، از حيث مشرك بودن دخالتى در موضوع آيه ندارند و در مورد پرسششوندگان هم هيچ خصوصيتى لحاظ نشده است، در نتيجه پس از الغاى اين خصوصيات ظاهرى، مىگوييم رجوع هر جاهلى به عالم در هر مسألهاى واجب است.
به عبارت ديگر، آنچه كه موضوعيت دارد، جهل و علم است نه خصوصيات ظاهرى فوقالذكر.
بنابراين اگر در روايات بخوانيم كه اهل بيت (ع) خود را مصداق اهل ذكر معرفى كردند و مىفرمودند
نحن أهل الذكر؛
نمىتوانيم با عرضه اين روايات بر آيه فوق، آنها را مخالف كتاب بدانيم و مردود بشماريم، بلكه اينگونه روايات از باب بطن شمرده شده و هيچ مخالفتى با آيه ندارند.[٢]
چند نمونه از موارد عرض بر كتاب
١. استاد فرزانه در ذيل آيه ٣٥ سوره بقره: وَ قُلْنا يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ روايتى را از بخارى و مسلم بدين صورت نقل مىكند:
[١] . انبياء، آيه ٧.
[٢] . ر. ك: محمدهادى معرفت، التفسير الاثرى الجامع، ص ٣١.