معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٠٨ - جمعبندى و نتيجهگيرى
است كه خبرى برخلاف ظاهر نقل شده كه نمىدانيم از معصوم است، يا منسوب به معصوم است. قرينهاى بر صحت آن هم نيست. و تعبد بر آن هم ثابت نشده است. پس چگونه مىتوان چنين خبرى را به معصوم نسبت داد؟
پس چگونه مىتوان به مجرد نقل خبرى واحد كه معلوم نيست آن را معصوم بيان كرده، يا نه، به او نسبت داد و از آن ثمره درست كرد؟ ثبت العرش ثم انقش.
سوم؛ گاه در پاسخ مخالفان حجيت روايات تفسيرى، برخى از محروم شدن از بيانات تفسيرى اهل بيت (ع) سخن مىگويند، در صورتى كه با توضيحى كه بيان شد، عدم حجيت روايات تفسيرى در اين محدوده، موجب محروميت نمىشود. در صورتى موجب محروميت مىشود كه هيچ استفادهاى از اخبار تفسيرى نشود. عمده اخبار تفسيرى بر روش معهود عقلايى معنا شده، يا به يكى از معانى كلام ناظر است كه از لفظ يا به كمك سياق استفاده مىشود. يا يكى از مصاديق را بيان مىكند، يا از حوزه تفسير بيرون است و تأويل كلام را نشان مىدهد و چون قرينه دارد، مىتوان آن را تأييد كرد. اگر بر فرض هيچكدام كه نباشد، مىتوان بهعنوان يك احتمال در نظر گرفت، هر چند قاطعانه به معصوم نسبت نداد.
جمعبندى و نتيجهگيرى
به نظر مىرسد كه اندكى در طرح نظريه و رويارو قرار گرفتن دو نظريه اندكى خلط شده باشد. از نظر ما سخن مخالفان حجيت خبر تفسيرى در همين محدودهاى كه بيان شد، استوار است. زيرا موضوع حجيت خبر واحد، تعبد كردن بر خبرى است كه شاهد لفظى، عقلايى و قرينه حالى و مقالى بر صحت معنايى كه در تفسير كلام آمده وجود ندارد، اين تعبد بر خبر است كه مىتواند معنايى ديگر برخلاف ظاهر لفظ درست كند و شاهدى بر صدق آن وجود ندارد؟ از اين رو تعبد را عقلا تأييد نمىكنند و عدم علم را علم نمىدانند، كاشف از واقع هم نمىدانند، از آنجا كه موضوع اثر شرعى هم