معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٧١ - ديدگاه
القشيب اين امر را تأييد مىكند.
نكته سوم: ايشان در كتاب التأويل في مختلف المذاهب و الآراء، براى «أول» و «رجوع» فرق قائل شدهاند كه بايد گفت اوّلًا اين تفاوت را به هيچ منبع لغوى ارجاع ندادهاند؛ دوم آن كه، فرقى را كه بيان كردهاند برخلاف تعريفى است كه خود ايشان در التفسير و المفسرون ارائه كردهاند كه گفتهاند:
هو الرجوع إلي حيث المبدأ
اما در بيان فرق بين «رجوع» و «أول» مىگويند كه رجوع به معناى بازگشت به ابتدا است در حالى كه أول، منتهى شدن به حقيقت و اصل يك چيز است؛ سوّم آن كه، بعد از آن كه أول را غير از رجوع دانستهاند، باز هم خود ايشان بلافاصله در توضيحات بعدى، تأويل را به رجوع و ارجاع معنا مىكنند.
ديدگاه
آيتالله معرفت در تبيين معناى لغوى تأويل در سير مباحثى كه در كتابهايشان داشتهاند، سير مثبتى داشتهاند اما با اين وجود همان طور كه گذشت، ابهامها و اضطرابهايى نيز در بيان ايشان وجود دارد. در اينجا با استفاده از كلام لغويون به رفع ابهامهاى موجود مىپردازيم.
احمد بن فارس، بهرغم آن كه در كتاب مجمل اللغة «أول» را به رجوع معنا مىكند، اما در كتاب معجم مقاييس اللغة تعريف ديگرى ارائه كرده است كه اگر نگوييم معناى كاملًا متفاوتى است، معناى رجوع را بهصورت شفافترى مطرح ساخته است. وى مىنويسد:
الهمزة و الواو و اللام اصلان ابتداء الامر و انتهاؤه[١]
بنابراين مطلب مهمى كه ابن فارس بيان كردهاند، اين است كه «أول» داراى دو معناى متضاد است. با توجه به اين سخن ابن فارس، مىتوان گفت كه رجوع و ارجاع مربوط به ريشه «أول» نيست بلكه از باب تفعيل است، به اين
[١] . احمد بن فارس، معجم مقاييس اللغة، ماده اول.