معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٥٧ - نقد سندى و متنى در ترازوى سنجش
پذيرش اخبار شدند و بيش از حدّ به رواياتِ سنت اعتماد كردند. بلكه در پارهاى از موارد، روايات مخالف نصوص قرآن يا عقل را تنها با تكيه بر صحّت سندى پذيرفتند و از نقد متن و محتواى آنها غفلت ورزيدند. و از اين لحاظ موجب وهن به شريعت نزد بيگانگان شدند.
نقد سندى و متنى در ترازوى سنجش
پرسشى كه ذكرش خالى از فايده نيست، آنكه با وجود نقد سندى كه از ابتدا مورد اهتمام دانشمندان شيعه و اهل سنت بوده و صدها اثر ارزشمند از آنها به يادگار مانده است، چه نيازى به نقد و بررسى متن و محتواى حديث است؟ بهعلاوه، نقد محتوايى، ممكن است عقل را به طغيان وا دارد و با احساس كوچكترين استبعاد، يا شبهه تعارض بين نقل و عقل، به طرد و طرح احاديث مبادرت شود و اين كار جسارت بر حديث را رواج مىبخشد.
ولى حقيقت اين است كه دامنه احاديث ساختگى از مرز تاريخ تفسير و علوم نقلى گذشته و تا معارف و علوم اسلامى را در برگرفته است. روشن است كه در اين سطح گسترده نمىتوان تنها با نقد سندى، روايات جعلى را شناسايى كرد.
زيرا اولًا، دستهاى آلوده حديثسازان، همانگونه كه قادر بودند صدها شخصيت جعلى و ساختگى در تاريخ اسلام بسازند، همينطور قادر بودند سندهاى جعلى نيز درست كنند، سندهايى كه از چهرهها و شخصيتهاى برجسته اسلام به دروغ استفاده كنند. پس واضح است كسى كه مىتواند متن حديث را جعل كند، قطعاً قادر است سند آن را نيز جعل كند و به اشخاص معتبر اسلامى نسبت دهد.
ثانياً، امروزه ما در متون روايى و تاريخى به رواياتى بر مىخوريم كه از لحاظ سند، مشكلى ندارند، ولى متن و محتواى آن به هيچ وجه با ضروريات مذهب و بديهيات عقل سازگارى ندارد. اين حقيقت گوياى آن است كه صحّت سند نمىتواند صحّت متن را تضمين كند.