معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٩٧ - ادله آيتالله خوئى
ميان مسلك ما در حجيت خبر كه به طريقيت قائل هستيم و مبناى كسانى كه به منجزيت و معذريت قائل هستند.- مانند آخوند خراسانى- تفاوت است، زيرا بر اساس تقرير ما در اين موضوع، معناى حجيت، قرار دادن غير علم در مقام علم است از روى تعبد. در اين صورت اعتبار ظن ياد شده حجت مىشود. زيرا خبر دادن از چيزى منوط به علم است و چون اين خبر با دليل علمى معتبر شناخته شده و تعبداً پذيرفته شده است، نسبت دادن به آن جايز مىشود. برخلاف نظريه معذريت و منجزيت، كه با اين روايات نمىتوان به آن استناد كرد، چون منجزيت و معذريت، در جايى است كه در مؤداى آن اثر شرعى باشد و خبر از حوادث گذشته، چون مانندش اثر شرعى ندارد تا ظن به آن منجز باشد. خبر دادن از چيزى از آثار علم به آن است، نه از آثار معلوم به وجود واقعى. به همين دليل خبر دادن از چيزى با اينكه نمىدانيم واقعاً اتفاق افتاده يا خير؟ جايز نيست؛ هر چند در واقع باشد.
٢. معناى حجيت در امارات ناظر به واقع، اين است كه آن اماره به حسب حكم شارع، علم تعبدى محسوب مىشود، در نتيجه، طريق معتبر (مثل خبر واحد) فردى از افراد علم است، ولى فرد تعبدى نه وجدانى. بنابراين، همه آثارى كه بر قطع بار مىشود، بر چنين علمى نيز بار مىشود و مىتوان بر طبق آن خبر داد، همان گونه كه مىتوان بر طبق علم وجدانى خبرداد، و اين خبردادن سخن بدون علم نيست
سيره عقلا در باب حجيت خبر واحد، اين گونه است كه ايشان با طريق معتبر همچون خبر واحد، معامله علم وجدانى مىكنند و ميان آثار آنها فرق نمىگذارند. از باب مثال از نظر عقلا، يد، اماره مالكيت است و صاحب يد، بر اموالى مالك است كه در اختيار او قرار دارد. عقلا بر چنين يدى آثار مالكيت بار مىكنند و از مالك بودن او خبر مىدهند. در اين موضوع كسى اين امر را انكار نمىكند و از ناحيه شارع هم اين سيره عقلا ردع و مردود شناخته نشده است.[١]
[١] . سيدابوالقاسم خوئى، البيان فى تفسير القرآن، صص ٤٢٣- ٤٢٢.