معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٨٧ - ٢ تفسير عرفانى از ديدگاه استاد معرفت در كتاب«التفسير و المفسرون فى ثوبه القشيب»
فرض شده و با استناد به مجرد ذوق عرفانى خاص، كه در وراى فهم متعارف عمومى قرار دارد، بر قرآن بار مىشود. اين، گرايش تفسيرى صوفيه است كه از قديم وجود داشته و پس از نهضت ترجمه و برگردان فلسفه يونان در سده دوم و سوم وارد اسلام شده و در ميان كسانى كه از مكتب اهل بيت (ع) فاصله داشتهاند، رواج يافته است.
استاد معرفت در اين اثر خود، با صراحت هرچه تمامتر در برابر اين گرايش تفسيرى، موضع مىگيرد و تأويلات صوفيه و عرفا را غيرمستند و مردود مىشمارد و در عين حال اعلام مىدارد كه اين سخن به معنى عدم اعتقاد به بطون قرآن و تأويل نيست. ما بر اساس حديث نبوى
ان للقرآن ظهرا و بطنا
به اين مسأله معتقديم؛ اما بر اين باوريم كه بطن، عبارت است از مفهوم عام و شاملى كه از فحواى آيه استنباط مىشود و به موارد مشابه تأويل مىشود. تأويل هم ضوابط و حدود و شرايطى دارد و چنانكه صوفيه پنداشته و در تفسير قرآن بهكار بستهاند، بر پايه ذوقهاى مختلف و سلايق گوناگون استوار نيست.
استاد در اين اثر بر اين باور بوده است كه اين شيوه تفسيرى بر اساس استفاده ابزارى از قرآن و تحميل ديدگاههاى خود بر آن، مبتنى است:
كان الصوفي انما ينظر الي القرآن نظره تتمشي مع اهدافه وتتفق مع تعاليمه حسب النزعه الصوفيه الباطنيه.[١]
اما صوفى براى دستيابى به مستنداتى از قرآن كه با اهداف و آموزههاى او هماهنگ و همسو باشد، همواره با دشوارىهايى روبهرو بوده است. زيرا قرآن براى هدايت عامه مردم به سوى حيات كريمه آمده و آموزههايى هماهنگ با واقعيتهاى زندگى آورده است. قرآن نيامده است تا به اثبات نظريهها و آموزههاى نامأنوس و نامتجانس با واقعيت انسان در اين زندگانى و صرفاً فرض و احتمال بيگانه از واقعيات و احياناً ناسازگار با فطرت و عقل سليم بپردازد.
[١] . محمدهادى معرفت، التفسير و المفسرون فى ثوبه القشيب، ج ٢، ص ٥٢٧.