معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٨٥ - ١ تعريف تفسير عرفانى از ديدگاه زرقانى، ذهبى و محيىالدين عربى
دانسته و تفسير صوفى را به دو قسم تقسيم كرده است:
الف. تفسير صوفى نظرى؛
ب. تفسير صوفى فيضى يا اشارى.
وى در تبيين تفسير صوفى نظرى، ادعا مىكند كه نگرش اين دسته از متصوفه به قرآن، به گونهاى است كه آيات قرآن با نظريات و تعاليم آنان هماهنگ باشد. اما اين كار آسان نيست و صوفيه به آياتى كه با سهولت و صراحت بر مقصودشان دلالت كند، بر نمىخورند، ولى مىكوشند مستنداتى از آيات الاهى براى افاده مقصود خود بيابند. نماينده كامل تفسير صوفى نظرى، ابن عربى است. به نظر او اين گرايش تفسيرى، غالباً قرآن را از هدف اصلى آن دور مىسازد و بر پايه نظريه وحدت وجود استوار است. لذا قابل قبول نيست.
اما تفسير صوفى فيضى يا اشارى، عبارت است از تأويل آيات قرآن برخلاف ظاهر آنها به مقتضاى اشارات پنهانى كه براى اهل سلوك آشكار مىشود. اين گونه تفسير صوفيانه و عرفانى با تفسير صوفى نظرى از دو جنبه فرق دارد:
اولًا: تفسير صوفى نظرى، بر مقدماتى علمى كه نخست در ذهن صوفى نقش مىبندد و پس از آن، مفاهيم قرآنى در ذهن و ضمير او فرود مىآيد، مبتنى است. ولى ابتناى تفسير اشارى، بر اين گونه مقدمات علمى نيست؛ بلكه بر رياضتهاى روحى است كه سالكان آن را به جان مىخرند و به جايى مىرسند كه اشارات قدسى از دل عبارات سر بر مىآورند.
ثانياً: در گرايش تفسير صوفى نظرى، مفسر بر آن است كه معانى آيه همان است كه وى بدان دست يافته است و در حيطه آن آيه، معنايى ديگر وجود ندارد؛ اما مفسر در تفسير اشارى اذعان مىكند كه پيش از آنكه معناى اشارى بر او افاضه شود، معناى ظاهرى به ذهن متبادر مىشود. به نظر او تفسير اشارى از زمان پيامبر اعظم (ص) وجود داشته و امرى نو پديد نيست و رسول خدا (ص) اصحاب را به اين گونه معانى آگاه مىساخته است.[١]
[١] . ر. ك: محمدحسين ذهبى، التفسير و المفسرون، ج ٢، صص ٢٤٦- ٢٣٧.