معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٧٩ - ملاحظه
قصد كردهاند، بايد آن را توضيح مىدادند. طبيعى است كه در آن صورت مسأله صورت ديگرى پيدا كرده و از باب جعل اصطلاح خواهد بود.
ضمناً اين را نيز بايد تبيين مىفرمودند كه اگر خبر واحد كاشفيت ذاتى دارد، پس چرا عدهاى حجيت آن را نمىپذيرند؟ مگر نه اين است كه حجيت ذاتى قابل جعل نيست نه نفياً و نه اثباتاً؛ آيا همين اختلاف آرا در حجيت خبر واحد ما را به غيرذاتى بودن حجيت آن و تعبدى و قراردادى بودنش رهنمون نمىسازد؟
علاوه بر آنچه در مقاله استاد آمده است، ايشان در كتاب ارزشمند التفسير و المفسرون نيز اين بحث را مطرح ساخته و از طريقى ديگر به اعتبار و حجيت احاديث تفسيرى قائل شده است.
توضيح اينكه: از جمله موجبات وهن در تفسير نقلى ضعف اسناد مىباشد؛ چرا كه وجود مجاهيل و افراد ضعيفالحال و ارسال و حذف سند كه همگى موجب ضعف طريق در حديث مىشوند در روايات تفسيرى فراوان است.
مرحوم استاد معرفت براى حل اين مشكل طريقى را برگزيده كه بهاختصار در زير آورده مىشود:
ايشان ميان طريق توثيق و تضعيف و نحوه تعامل با احاديث تفسيرى و احاديث فقهى، فرق گذارده و مىگويد: شرايط و طريق توثيق و حجيت در احاديث فقهى، اسلوب خاص خود را دارد و ما نمىتوانيم همان اسلوب را در مراجعه با احاديث تفسيرى بهكار ببنديم. چرا كه مىدانيم: طريق اطمينان پيدا كردن و توثيق و حجيت در استنباط احكام و تكاليف كه به عمل مكلفين بر مىگردد، تابع شرايط و ويژگىهايى در احاديث مربوطه مىباشد كه شارع مقدس با احراز آن شرايط، اطمينان و آگاهى حاصل از آن طريق را تعبداً حجت قرار داده و آن را معتبر دانسته است.
اما در تفسير كه اصلًا جاى تعبد نيست، آن طريق نيز كارساز نبوده و معتبر نمىباشد؛ چرا كه تفسير از باب معرفت و عقيده است و ركون نفس مىخواهد و آگاهى. در مباحث عقيدتى و معرفتى تعبد جايى ندارد؛ چون يا علم و