معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١١٨ - ج دريافت لطائف تفسيرى از الفاظ قرآن
اراده نكرده است. در حالى كه مفسّر بهرهمند از آموزههاى علم بديع با تحقيق لغوى در معناى واژه «نجم» و با اتكا به قراين موجود در آيه معناى مراد (نجم= گياه) را كشف مىكند.
ب. پيشگيرى از خطاى مفسّر
زركشى در مورد كريمه فِيها دارُ الْخُلْدِ[١] مىگويد:
آيه به اين معنى نيست كه در بهشت هم «دارالخلد» وجود دارد و هم «غير دار الخلد». بلكه بهشت سراسر دار الخلد است. اما اين متكلم است [كه] ابتدا در ذهن خود بهشت را پر از «دارهايى مثل دارالنعيم، دارالأكل و الشرب و دار الخلد» تصور مىكند و سپس از تمام اين بهشت تصور شده «دار الخلد» را تجريد مىكند [تا در نفى هرگونه دار ديگرى از بهشت مبالغه كرده باشد.][٢]
در اينجا مفسّر ناآشنا با «صنعت تجريد»[٣]- كه البته از محسنات معنويه علم بديع است- در دام خطايى خواهد افتاد كه زركشى او را از آن بيم داده است.
ج. دريافت لطائف تفسيرى از الفاظ قرآن
١. صنعت «طباق»[٤] در كريمه الَّذِي جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ ناراً[٥] به مفسر كمك مىكند تا مراد متكلم را بهتر بفهمد؛ در حقيقت مفسر از تضاد بين «شجر اخضر» و «نار» در مىيابد كه آيه مىخواهد از «حصول و حدوث كارهاى عجيب و غريب از خداوند» نفى استبعاد كند. چنان كه علامه طباطبايى (ره) در
[١] . اگر منظور زركشى از اين عبارت كريمه ٢٨/ فصلت( ذلِكَ جَزاءُ أَعْداءِ اللَّهِ النَّارُ لَهُمْ فِيها دارُ الْخُلْدِ جَزاءً بِما كانُوا بِآياتِنا يَجْحَدُونَ) باشد در آن جا سخن از دوزخ است نه بهشت اگر هم آيهاى از آيات بهشت باشد با جستوجوهاى نرم افزارى چنين تعبيرى در قرآن كريم در مورد بهشت يافت نشد.
[٢] . بدرالدين الزركشى، البرهان فى علوم القرآن، ج ٣، ص ٤٤٨.
[٣] . ر. ك: جواهر البلاغه، ص ٣٢١.
[٤] . ر. ك: همان، ص ٣١٣.
[٥] . يس، آيه ٨٠.