معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٢٩ - توجيه استاد معرفت درباره گفتار علامه طباطبايى
من چند مثال بزنم: شما بعد از ١٤٠٠ سال برو سراغ آيه فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ چون نمىدانى آيه در چه فضايى و در چه مناسبتى نازل شده، از مخاطبين آيه چيزى نمىدانى. لذا سراغ حضرت امام صادق (ع) مىروى و حضرت به شما توضيح مىدهد و دست شما را مىگيرد در آن فضا، كه پيامبر گرامى اسلام (ص) بعد از صلح حديبيه تعهد گرفت از مشركين براى سال آينده- كه سال هفت هجرت باشد- و خودش با اصحابش مىخواهد به انجام عمره برود اما خودش با آنها شرط مىكند موقعى كه مىآييم بايستى سه روز مكه را تخليه كنيد و تمام بتها را از اطراف خانه و از كوه صفا و مروه كه دو تا بت قرار داده بودند به نام «اساف» در كوه منا و «نائله» در كوه مروه پاك كنيد. آنها همين كار را كردند. سه روز گذشت. بعد بتها برگشت. ولى عدهاى از صحابه به عللى هنوز سعى را انجام نداده بودند و وقتى رفتند انجام دهند، ديدند بتها برگشته؛ فتحرّج المسلمون، يعنى فكر كردند كه الان اگر بخواهند سعى كنند با وجود اين بتها گناه باشد، احساس حرج كردند، و اين آيه نازل شد كه شما احساس حرج نكنيد: إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ (با قطع نظر از اين بتها) مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ، پس آيه دفع توهم حرج مىكند و امام صادق (ع) آيه را معنا نكرد، بلكه آن فضايى را كه اين آيه نازل شده براى شما تصوير و ايجاد كرد و آن ذهنيتى را كه مسلمانان در آن موقع داشتند، فراهم كرد و تو رفتى و آنجا نشستى و به آيه گوش دادى. مىبينى آيه ابهامى ندارد.
يا مثلًا در آيه وضو، زراره از امام صادق (عليه السلام) سؤال مىكند. من أين علمت ان المسح ببعض الرأس؟ يعنى تو از كجاى قرآن بهدست آوردى؟ حضرت فرمود: لمكان الباء. زراره عرب زبان است مىداند قصه چيست، امام صادق يك عرب اصيل است. حالا به زراره چه گفت كه همان فهمى كه امام صادق از آيه داشت براى او هم حاصل شد. امام صادق آيه را معنا نكرد؛ راه فهم را به او نشان داد. خود مسح متعدى است و نياز به حرف تعديه ندارد. اگر خداوند مىفرمود: و امسحوا رؤسكم، مثل و اغسلوا وجوهكم بود كه بايد تمام صورت را شست، آن وقت بايد تمام سر مسح شود. خداوند يك باء اضافه كرد. اين باء آمد و معناى الصاق را تضمين كرد؛ يعنى الصاق را تضمين كرد در معناى مسح. پس تكليف اين مىشود: الصاق المسح بالرأس، لا مسح الرأس. شما با دستى كه مىزنى بر