معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٠٨ - الف نقد انتساب اين انكار به آلوسى
شبهه دوم
برخى از محققين معاصر[١] ترديد در «تأثير علم صرف در تفسير» را به آلوسى و سيوطى نسبت دادهاند.
الف. نقد انتساب اين انكار به آلوسى
حقيقت آن است كه آلوسى در شمارش علوم مورد نياز مفسّر مىنويسد:
دوم: شناخت احكام كلمه عربى از نظر افراد و تركيب كه اين امر از علم نحو بهدست مىآيد[٢].
دقت در تعبير آلوسى مىفهماند كه منظور او از «علم نحو»، معنا و گستره اصطلاحى علم نحو نيست؛ وگرنه تعبير «شناخت احكام كلمه از نظر «افراد» و ...» را به كار نمىبرد، چون احكام كلمه از نظر افراد موضوع علم صرف است. بر اهل فن پوشيده نيست كه در ميان محققان علوم ادبى دو تلقى از «ابواب علم نحو» وجود دارد؛ كه در يكى از اين دو تلقى ابواب علم نحو- هرچند استطراداً- شامل مباحث علم صرف نيز مىشود. بهعنوان مثال، ابن مالك در الفيه بحث نسبتاً مفصّلى در مباحث تصريف آورده است[٣] و سيوطى نيز در البهجة المرضيه[٤] (به تبع ابن مالك) و هم در همع الهوامع[٥] به چنين تبويب وسيعى از علم نحو دست زده است.
تصريح خود آلوسى به اين كه «احكام كلمه از نظر «افراد» و «تركيب» از علم نحو اخذ مىشود» به وضوح دال بر اين است كه وى از «علم نحو» همين ابواب عام و گسترده را اراده كرده است. آلوسى سپس مىنويسد:
سيوطى در زمره علوم مورد نياز مفسّر علم تصريف و اشتقاق را ذكر كرده است [ولى] من گمان مىكنم كه تبحّر در بعضى از علومى كه ذكر
[١] . محمود رجبى، روششناسى تفسير، ص ٣٤٠.
[٢] . همان.
[٣] . ر. ك: البهجة المرضيه، باب التصريف.
[٤] . همان.
[٥] . همع الهوابع، ج ٣، صص ٤٨٧- ٤٠٧.