معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٤٥ - بهترين وجه
بر همين اساس مىگوييم: اينكه مرحوم علامه در پايان عبارت مزبور مىفرمايد: فللمتشابه مفسر و ليس الا المحكم[١] اگر مرادشان اين باشد كه ديگر به روايات نيازى نيست، مورد قبول ما نمىباشد؛ زيرا شكّى نيست كه عملًا در بسيارى از موارد- نظير آنچه در تفسير «مستغفرين بالاسحار» گذشت- تنها معصوم است كه مىتواند فصل الخطاب داشته باشد و دقيقاً و جزماً- نه در حدّ «احتمال» و «شايد» و «ممكن است» و حتى «ظاهراً چنين باشد»- بفهمد كه كدام آيه محكم است كه مىتواند مفسّر اين آيه متشابه باشد، گرچه در روايتش به آن آيه محكم، اشارهاى نداشته باشد و گرچه بالقوّه و شأناً ممكن باشد كه غير معصوم نيز به چنين چيزى برسد.
بهترين وجه
در كلام مرحوم علامه (ره) قرائنى هست كه به روشنى نشان مىدهد عبارات و وجوه و ادلّه او تنها به كسانى ناظر است كه مدّعىاند بدون روايات، هيچ چيز از قرآن نمىفهمند، بلكه ممكن نيست بفهمند؛ لذا آنجا كه روايتى نيامده است، بايد متوقف شد. به بيان ديگر: آنچه مرحوم علامه (ره) در مقام نفى آن است، نيازمندى به روايات به نحو موجبه كليه است؛ و اينكه در همه موارد و در همه آيات و در همه سطوح از فهم آيات، به سنّت نيازمند مىباشيم، نه نيازمندى در حدّ موجبه جزئيّه. يعنى ايشان همانى را مىگويد كه مشهور از محقّقانِ اصوليين مىگويند. يعنى:
اوّلًا: ما در محكمات از آيات- لااقل در مرتبهاى از فهم- به روايات نيازى نداريم.
ثانياً: در متشابهات، در كثيرى از موارد، با رجوع به محكمات، مشكل تشابه را برطرف مىكنيم؛ البته پس از كسب ذوق و مهارتى كه در سايه روايات، بهدست آوردهايم.
ثالثاً: در متشابهات، در كثيرى از موارد، ممكن است با رجوع به محكمات،
[١] . همان، ص ٤٣.