معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٣٦ - ١٠ مقصود از راسخان در علم
بهعنوان يكى از كليدهاى حل تشابه آيات، مورد قبول نباشد، چگونه خود اهل بيت صلوات الله عليهم به اين نكته تصريح نكردند با آنكه مسأله تفسير قرآن، آن همه «مبتلابه» بود و مورد سؤال و استفسار قرار مىگرفت؟
چرا وقتى دقيقاً مسأله چگونگى حلّ مشكلات تفسير را رجالى چون عبيدة السلماني و علقمة بن قيس و الأسود بن يزيد النخعي از امام اميرمؤمنان سؤال مىكند:
من ذا يسألونه عمّا إذا أشكل عليهم فهم معاني القرآن؟
حضرت در جواب مىفرمايد:
سلوا عن ذلك آل محمد؟[١]
آيا آن بزرگوار نمىتوانست بفرمايد: «به محكمات قرآن رجوع كنيد» و يا مدّتى نزد من آييد تا طريقه رجوع به محكمات قرآن و مهارت در فنّ تفسير آيه به آيه را نزد من كسب كنيد؟
آيا مىتوان گفت كه مقصود اين سه نفر از «فهم معانى القرآن» صرفاً بطون به معناى رموز و اسرار است؟
١٠. مقصود از راسخان در علم
شكّى نيست كه آيه هفت سوره آل عمران (آيه تقسيم آيات به محكم و متشابه) خود، از آيات محكم است.
نيز روشن است كه- چنانكه خودِ مرحوم علامه نيز به صراحت گفتهاند- ظاهر اين است كه ضمير در «تأويله» دوّم در اين آيه به «ما تشابه» بر مىگردد، در نتيجه مراد از تأويل از و لا يعلم تأويله ... تأويل متشابهات است. نيز در جاى خودش ثابت شده- چنانكه مشهور از مفسّران شيعه به تبع روايات متواتره اهل البيت گفتهاند- كه واو در «والراسخون ...» واو عاطفه است.
مطلب چهارم اين است كه با توجه به اينكه «تشابه» از مقوله لفظ است، پس تأويل متشابهات نيز از مقوله ابهامزدايى و كشف الغطاء از لفظ مىباشد،
[١] . محمد بن الحسن الصفار قمى، بصائر الدرجات، ص ١٩٦، شماره ٩.