معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٧٤ - ٤ ٢ ٢ سير وسلوك
مىكند. عارفان مدعيند كه دانش خود را از سر سلسله زندگان؛ يعنى خداى سبحان مىگيرند، نه از سلسله مردگان. عرفا، نه از مبانى اعتبارى بهره مىگيرند و نه از مبادى و مقدمات قياسى، كه واسطه درك حقايقند، بلكه شخصاً و بدون واسطه، به حقيقت راه پيدا مىكنند. معرفت عرفانى، معرفت شهودى است و با اتصال و اتحاد «عالم و معلوم» آغاز مىشود و به مرحله فناى عالم در معلوم مىانجامد. قلمرو كشف و شهود، چنان گسترده است كه از توانايى درك عقلانى فراتر است.
٣. ٢. ٢. فناى در حقيقت و فناى فىالله
عالم مىكوشد تا حقيقت را بفهمد، ولى عارف مىكوشد تا در حقيقت فانى شود:
|
صبر كن اندر جهاد و در عنا |
دمبه دم مىبين بقا اندر فنا.[١] |
|
|
كى شود كشف از تفكر اين انا |
آن انا مكشوف شد بعد از فنا.[٢] |
|
|
هيچكس را تا نگردد او فنا |
نيست ره در بارگاه كبريا.[٣] |
|
٤. ٢. ٢. سير وسلوك
براى دستيابى به بينش عرفانى، بايد به سير و سلوك پرداخت. از اينرو عرفان بر دو گونه است: نظرى و عملى. عرفان عملى، برنامه اجرايى دشوار و دراز آهنگى است كه سالك كوى دوست در آن، مراحل و منازل و احوال و مقامات عرفانى را يكى بعد از ديگرى پشت سر مىگذارد و به بينش عرفانى و توحيد صمدى و فناى فى الله دست مىيابد و از آن به «طريقت» تعبير مىشود. عرفان عملى يا طريقت، مقدمه عرفان نظرى است و عرفان نظرى، مجموعهاى است از معارف و آگاهىها و دريافتهاى شهودى درباره حقيقت جهان هستى و انسان. لذا محورهاى اساسى عرفان دو چيز است: توحيد و
[١] . جلالالدين محمد مولوى، مثنوى معنوى، دفتر پنجم، ص ٨٢٠.
[٢] . همان، دفتر پنجم، ص ٩١٩.
[٣] . همان، دفتر ششم، ص ٩٣٥.