معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٦١ - ٢ نسبت شرك به آدم و حوا
فرشتگان منافات دارد،[١] جملگى از بافتههاى اسرائيليات است كه به دست كعبالاحبار و دستپروردههاى او در كتب تفسير راه يافته است ... هرچند برخى اين روايات را صحيح دانستهاند، لكن صحت روايت منوط به نداشتن تضاد با محكمات شريعت است.[٢]
مأمون، خليفه عباسى از امام على بن موسى الرضا (ع) پرسيد: آيا درست است كه زنى زناكار و مسخشده در داستان هاروت و ماروت است؟ حضرت فرمود: دروغ گفتهاند ... خداوند، هرگز پليدان را چراغهايى درخشان در آسمان قرار نمىدهد!
٢. نسبت شرك به آدم و حوّا
در برخى منابع تفسيرى فريقين در ذيل آيات ١٨٩ و ١٩٠ سوره اعراف رواياتى وارد شده كه با مقام عصمت پيامبران الاهى ناسازگار است.
ابنجرير طبرى از راويانى نظير ابنجريج، سدّى، سمرة و ابن عباس احاديثى نقل كرده است كه مضمون آنها چنين است: آدم و حوّا هنگام به دنيا آمدن فرزندشان در دامِ وسوسه شيطان گرفتار آمدند و فرزند خود را با توصيه شيطان عبدالحارث يا عبدالشمس نام نهادند و بدين صورت، شيطان را شريك خدا قرار دادند.[٣]
سيوطى نيز در ذيل آيه، از طريق سمرة روايتى را از پيامبر (ص) نقل كرده است: هنگامى كه حوّا فرزندى به دنيا آورد، ابليس اطراف او را گرفت- قبل از آن، هيچ فرزندى از حوا زنده نمىماند- و به او گفت: «نام او را عبدالحارث بگذار تا زنده بماند.» حوّا چنين كرد و آن فرزند زنده ماند و اين، از فرمان شيطان بود.[٤]
[١] . ر. ك: تحريم، آيه ٦ و انبياء، آيه ١٩، ٢٦- ٢٨.
[٢] . ابوشهبه، الاسرائيليات و الموضوعات، ص ١٥٩- ١٦٦.
[٣] . على ابن بابويه القمى صدوق، عيون اخبار الرضا( ع)، ج ١، ص ٢١١ باب ٢٧، ش ٢؛ براى آگاهى بيشتر ر. ك: تفسير ابنكثير، ج ١، صص ١٣٧- ١٤١؛ سيدمحمدحسين طباطبايى، الميزان فى تفسير القرآن، ج ١، ص ٢٣٩؛ محمدتقى ديارى، پژوهشى در باب اسرائيليات در تفاسير، صص ٢٢٤- ٢٢٩.
[٤] . سيوطى، الدرالمنثور، ج ٣، ص ٦٢٣.