معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٢٨ - توجيه استاد معرفت درباره گفتار علامه طباطبايى
اما اينكه روايت بگويد معناى آيه چنين است، حاشا و كلا! قرآن خودش بيان للناس است و خودش بصائر و نور است و تبيان است. يعنى قرآن حرفى بزند و بعد يكى بيايد و بگويد: يعنى اين، اين معنى ندارد و قرآن ديگر تبيان نخواهد بود. پس حل موضوع اينجا است.
پس ما يك وقتى سراغ روايات مىرويم براى اينكه يك معنا را از اين روايت دهان آيه بگذاريم، اين را علامه منكر است. اما اگر مىروى سراغ روايت براى اينكه فضايى را براى شما باز كند و شما را در فضايى قرار دهد كه خودت از آيه مطلبى را بفهمى، مانعى ندارد. حالا من اين را مىخواهم توضيح دهم: ببينيد اين مسأله روشن است كه اسلوب قرآن كريم، اسلوب گفتارى است و اسلوب نوشتارى نيست؛ ويژگى اسلوب گفتارى اين است كه متكلم روى ذهنيت مخاطب خاص تكيه مىكند و اين برخلاف اسلوب نوشتارى است كه روى ذهنيت متكلم خاص تكيه نمىكند و بايد روى مدلول الفاظ تكيه كند و اگر بخواهد خارج از اين محدوده بگويد بايد قرائن در خود كلامش باشد، والا حق ندارد، چون مخاطب خاص ندارد و مخاطبش همه جهان است. و لذا نبايد روى ذهنيت خاص و روى قرائن حاضر در مجلس تخاطب، تكيه بكند، اما در گفتارى چرا؛ قرآن كريم چون اسلوبش گفتارى است، بر ذهنيت مخاطبين خاص و به آن قرائن موجود در زمان تخاطب تكيه كرده است.
شما اگر بخواهيد قرآن كريم را بفهميد بايد برويد كنار آن مخاطبين خاص كه بودند و آنجا بنشينيد و گوش بدهيد به قرآن كريم و بفهميد و بايد ذهنيتى براى شما به وجود بيايد عين همان ذهنيتى كه آنها داشتند و آن وقت مىروى كنار قرآن مىنشينى، و قرآن مطلب را بهصورت زيبا به تو مىگويد. هيچ ابهامى نخواهد داشت. حالا نقش روايت چيست؟
نقش روايت اين است كه دست شما را مىگيرد و ١٤٠٠ سال مىبرد بالا، نزد عربهاى مخاطب اين آيه و ذهنيتى به شما مىدهد مثل ذهنيتى كه آنها داشتند.
فضايى ايجاد مىكند مانند همان فضايى كه آنها داشتند. همان فضايى كه آنها داشتند، شما را مىبرد آنجا مىنشاند و مىگويد به قرآن گوش بده. مىبينى قرآن خيلى قشنگ حرف مىزند. هيچ ابهامى ندارد. پس روايت معنايى دهان آيه نمىگذارد. فضايى ايجاد مىكند تا تو از خود قرآن مطلب را دريافت كنى.