دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١٤ - دو دنياطلبى
في تَقَلُّبِ الْأحوالِ عُلِمَ جَواهِرُ الرِّجالِ.[١]
آگاهى بر گوهر آدمها، در دگرگونى شرايط، حاصل مىشود.
يافتن حق از پس پرده تزوير و ريا، كارِ هركس نيست. بصيرت و ژرفانگرى مىخواهد؛ نگاهى چونان نگاهِ پرواپيشهاى استوار انديش مانند مالك اشتر مىخواهد كه در پسِ سجدههاى طولانى و گرايشهاى مقدّسمآبانه، دنياگرايى را بنگرد. مالك در صِفّين در آستانه پيروزى بود و تا نزديك خيمه فرماندهى سلطهجويان پيش رفته بود كه با فشار قُرّاء، مجبور به بازگشت شد و چون باز گشت، از سر سوز، خطاب به آنان گفت:
يا أصحابَ الجِباهِ السّودِ! كُنّا نَظُنُّ صَلاتَكُم زَهادَةً فِي الدُّنيا وشَوقا إلى لِقاءِ اللّه عز و جل. فَلا أرى فِرارَكُم إلّا إلَى الدُّنيا مِنَ المَوتِ، أَل خ ٧ قُبحا يا أشباهَ النَّيبِ الجَلّالَةِ.[٢]
اى سيهپيشانىها! ما مىپنداشتيم نماز خواندن [هاى فراوانِ] شما از سرِ بىميلى به دنيا و شوق ورزيدن به ديدار خداى عز و جل است. امّا اكنون وضع شما را جز آن نمىبينم كه از مرگ به سوى دنيا مىگريزيد. هَلا كه زشت است [كار شما]، اى همانندانِ پيرْ شترِ نجاستخوار!
چگونگى اين دنيا گرايىها و گونهگونى دنياطلبى با تعابيرى بس آموزنده و تنبّهآفرين در كلام امام سجّاد ٧ نيز آمده است. بنگريد:
إذا رَأَيتُمُ الرَّجُلَ قَد حَسُنَ سَمتُهُ و هَديُهُ، و تَماوَتَ في مَنطِقِهِ، و تَخاضَعَ في حَرَكاتِهِ، فَرُوَيدا لا يَغُرَّنَّكُم! فَما أكثَرَ مَن يُعجِزُهُ تَناوُلُ الدُّنيا و رُكوبُ الحَرامِ مِنها لِضَعفِ نِيَّتِهِ و مَهانَتِهِ و جُبنِ قَلبِهِ، فَنَصَبَ الدّينَ فَخّا لَها، فَهُوَ لا يَزالُ يَختِلُ النّاسَ بِظاهِرِهِ، فَإِن تَمَكَّنَ مِن حَرامٍ اقتَحَمَهُ! و إذا وَجَدتُموهُ يَعِفُّ عَنِ المالِ الحَرامِ فَرُوَيدا
[١]. نهج البلاغة: حكمت ٢١٧.
[٢]. تاريخ الطبرى: ج ٥ ص ٥٠، الكامل فى التاريخ: ج ٢ ص ٣٨٧؛ وقعة صفّين: ص ٤٩١.