دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤٥ - ١٠/ ١ پيكار پنجشنبه
هَلا كه اينها، خشمهاى بَدرى، كينههاى احُدى، و نهفتهْ دردهاى جاهلى است كه معاويه، اكنون آنها را كه از ياد رفته بودند، برانگيخته تا انتقام خونهاى خاندان عبد شمس را ياد آورَد. «پس با پيشوايانِ كفر قتال كنيد، كه ايشان را رسمِ سوگندْ نگهداشتن نيست. باشد كه از كردارِ خود باز ايستند!»».
٢٥٥٧. وقعة صِفّين به نقل از قَعقاع بن ابرَد طُهَوى: به خدا سوگند، من در روز پيكار پنجشنبه، نزديكِ على ٧ ايستاده بودم. [مردمِ] مَذحِج كه در جناح راست سپاه على ٧ بودند، با [مردمِ] عَك و جُذام و لُخم و نيز اشعرىها كه بصيرت يافته بودند و همراه على ٧ مىجنگيدند، رويارو شدند.
خداى را سوگند، آن روز چنان نبردى ديدم و از فرود آمدنِ شمشيرها بر سرها و برخوردِ سُمِ اسبان با زمين و كشتگان، چنان صدايى شنيدم كه هرگز به صدايى دلهره انگيزتر از آن، كوهها فرو نريختهاند و آذرخشها نغريدهاند.
على ٧ را ديدم كه ايستاده بود. به وى نزديك شدم و شنيدم كه مىگفت: «لا حَوْلَ وَل خ ٧ قُوَّةَ إلّا بِاللّه؛ قدرت و قوّتى جز به اتّكاى خدا نيست، و يارى دهنده خداست».
سپس، هنگام ظهر برخاست و گفت: «اى پروردگار ما! ميان ما و قوممان، به حق راهى بگشا، كه تو بهترينِ راهگشايانى».
على ٧، خود، با شمشيرى آخته در كف، به مردان حمله كرد. به خدا سوگند، [تا] نزديك به يك سومِ شب، [جنگى چنان شديد برقرار بود كه] كسى جز خداوند پروردگارِ جهانها، ما را از يكديگر جدا نساخت. آن روز، نامداران عرب كشته شدند و على ٧ را سه ضربه بر سر و دو ضربه بر چهره فرود آمد.
[البتّه] به گفته نصر بن مزاحم، برخى گفتهاند: على ٧ هيچ زخمى برنداشت.