دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠٣ - ١٢/ ٢ سند داورى
و او را بسيار كم بُرِش و كم ژرفا يافتهام. همانا براى اينان تنها كسى شايسته است كه چنان به ايشان نزديك شود كه گويى در چنگشان افتاده و چنان دور گردد كه گويى همانند ستارهاى از ايشان فاصله دارد. اگر نمىخواهى مرا به داورى برگزينى، در رده دوم يا سوم قرارم ده، كه او (عمرو بن عاص) هيچ گرهى بر نمىبندد، مگر آن كه من بگشايم و هيچ گرهى را كه من برمىبندم، برنمىگشايد، جز آنكه گرهى استوارتر از آن برايت بربندم.
امّا افراد [سپاه على ٧] تنها به ابو موسى و داورىِ [او] طبق قرآن، رضايت دادند.
١٢/ ٢
سندِ داورى
٢٥٩٣. الأمالى، طوسى به نقل از جُندَب: آنگاه كه بر آن شدند تا فيصلهنامهاى ميان امير مؤمنان و معاوية بن ابى سفيان نگاشته شود، عمرو بن عاص با مردانى از شام، و عبد اللّه بن عبّاس با مردانى از عراق، گرد هم آمدند.
امير مؤمنان به كاتب گفت: «بنويس: اين، توافقنامهاى است ميان امير مؤمنان على بن ابى طالب و معاوية بن ابى سفيان».
عمرو بن عاص گفت: نام او و پدرش را بنويس و لقب امير مؤمنان را برايش منگار، كه او امير ايشان است نه ما!
احنف بن قيس [به امام ٧] گفت: اين نام را پاك مكن، كه اگر كنى، بيم دارم ديگر هرگز به تو باز نگردد.
امير مؤمنان از محو آن لقب، خوددارى كرد و بسيارى از روز، بگو مگو بر سرِ آن ادامه يافت. اشعث بن قيس گفت: اين نام را پاك كن، كه خدا [صاحب] آن را غمگين كُناد!
امير مؤمنان گفت: «اللّه اكبر! سنّت برابرِ سنّت و مانند به مانند! من در روز