دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٩ - ٣/ ٣ روانه كردن عبد الله بن عباس به سوى خوارج
بررسى كرد و با آنان سخن گفت و سپس نزد على ٧ بازگشت. على ٧ او را گفت: «چه ديدى؟»
ابن عبّاس گفت: به خدا سوگند، نمىدانم آنان چيستند!
على ٧ به او گفت: «آيا ايشان را منافق يافتى؟».
گفت: خداى را سوگند، نشانِ منافقان در سيماى آنان پيدا نيست. ميان پيشانىهايشان اثر سجده نمايان است و قرآن را تأويل و تفسير مىكنند.
على ٧ گفت: «مادام كه خونى نريختهاند يا مالى غصب نكردهاند، آنان را به حال خود گذاريد». سپس به آنان پيغام فرستاد: «اين كار چيست كه بدان پرداختهايد و در پى چه هستيد؟».
گفتند: مىخواهيم كه ما و تو و همراهانمان در صِفّين، سه شب بيرون شويم و از كار داوران (عمرو بن عاص و ابو موسى اشعرى) نزد خداوند توبه كنيم و سپس به سوى معاويه روان شويم و با او بجنگيم تا خداوند، ميان ما و او داورى كند.
على ٧ گفت: «پس چرا آنگاه كه داوران را برگزيديم و از ايشان عهد ستانديم و به آنان اختيار داورى داديم، چنين نگفتيد؟ چرا اين را آن لحظه نگفتيد؟».
گفتند: در آن حال، جنگ براى ما به درازا كشيده، دشوارىها شدّت گرفته، شمارِ مجروحان بسيار شده، و مَركَب و سلاح به پايان رسيده بود!
على ٧ به آنان گفت: «آيا زمانى كه دشوارى بر شما شدّت يافت، پيمان بستيد و آنگاه كه آرام يافتيد، گفتيد:" پيمان مىشكنيم"؟ همانا پيامبر خدا به پيمان خود با مشركان وفادار بود؛ شما از من مىخواهيد كه عهدم را بشكنم؟».
٢٦٧٢. الكامل، مبرّد: دانشوران، به طرق مختلف، روايت كردهاند كه چون على ٧، عبد اللّه بن عبّاس را براى مناظره نزد خوارج فرستاد، وى به آنها گفت: چه سبب شد كه بر امير مؤمنان عصيان مىورزيد؟