دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١٩ - ٣/ ٥ شكيبايى امام بر آزار خوارج و مدارا با ايشان
به وى گفتند: حال به ما خبر دِه آيا داور كردنِ مردان درباره جان انسانها را عادلانه مىدانى؟
گفت: «ما مردان را داور نكرديم، بلكه قرآن را به داورى برگزيديم؛ و اين قرآن، تنها خطّى است نگاشته شده ميان دو جلد كه خود، سخن نمىگويد، بلكه مرداناند كه از زبان آن سخن مىگويند».
گفتند: پس بگو چرا ميان خود و ايشان، مهلت قرار دادى؟
گفت: «تا نادان دريابد و عالم، ثابت قدم شود؛ اميد كه خداى عز و جل در اين مدّتِ آرامش، اين امّت را اصلاح سازد. به شهر خويش وارد شويد؛ خدايتان رحمت كناد!».
پس آنان همگى داخل شدند.
٢٦٨٠. العقد الفريد در بيان گفتگوى امام ٧ با ابن كوّاء: على ٧ به وى گفت: «اى ابن كوّاء! هر كس در اين دين گناهى مرتكب شود كه در اسلام، بدعت شمرده گردد، او را از همان گناه توبه مىدهيم؛ و همانا توبه تو آن است كه هدايتى را كه از آن برون شدهاى، بشناسى و ضلالتى را كه بدان داخل گشتهاى، دريابى».
ابن كوّاء گفت: ما انكار نمىكنيم كه فريب خوردهايم.
عبد اللّه بنعمرو بنجرموز كه از قاريانِ اهلحروراء بود، به على ٧ گفت: به خدا سوگند، ما [معناى] اين آيه را درك كرديم: «الف لام ميم! آيا مردم پنداشتند كه همين كه بگويند ايمان آورديم، وا نهاده مىشوند و آزموده نمىگردند؟».
پس بازگشتند و وراى على ٧، نماز ظهر گزاردند و همراه او به كوفه بازآمدند. از آن پس، درباره بازگشتشان به اختلاف افتادند و برخى، ديگرى را سرزنش كرد.
٣/ ٥
شكيبايى امام بر آزارِ خوارج و مدارا با ايشان
٢٦٨١. تاريخ الطبرى به نقل از ابو رزين: آنگاه كه داورى رخ داد و على ٧ از صفّين بازگشت، اينان در حالى بازگشتند كه از وى جدا شده بودند و چون به نهر رسيدند، همان جا ماندند.