دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١٧ - ٣/ ٤ حركت امام به سوى حروراء و توبه گروهى از خوارج
و در آن داخل شد و همان جا وضو ساخت و دو ركعت نماز گزارْد و حكومت اصفهان و رى را به او وا نهاد. سپس برون آمد تا نزد خوارج رسيد كه مشغول مذاكره با ابن عبّاس بودند و گفت: «سخن گفتن با ايشان را ادامه نده! خدايت رحمت كند؛ مگر تو را [از اين كار] نهى نكرده بودم؟».
سپس سخن را آغاز كرد و پس از سپاس و ستايش خداى عز و جل گفت: «بار خدايا! اين، جايگاهى است كه هر كس در آن پيروز شود، پيروزى در روز قيامت شايسته اوست؛ و هر كس در آن، سخن گويد و تباهى زايد، در آخرتْ نابينا و گمراه است.
آنگاه به ايشان گفت: «پيشواى شما كيست؟».
گفتند: ابن كوّاء!
على ٧ گفت: «چه چيز شما را بر ما شورانده است؟».
گفتند: پذيرش داورى در جنگ صفّين، از جانب شما.
گفت: «شما را به خداوند سوگند مىدهم، آيا مىدانيد آنگاه كه ايشان قرآنها را برافراشتند، شما گفتيد: دعوت آنان به كتاب خدا را اجابت مىكنيم؛ و من به شما گفتم:" من اين قوم را بيش از شما مىشناسم؛ آنان نه اهل ديناند و نه قرآن. من در كودكى و بزرگسالى با ايشان معاشرت داشتهام و مىشناسمشان. آنها بدترينِ كودكان و بدترينِ بزرگاناند؛ بر حق و راستىِ خويش به پيش رويد؛ جز اين نيست كه اين قرآنها به نيرنگ و نفاق و حيله برافراشته شده است" امّا شما رأى مرا پس زديد و گفتيد: نه! ما دعوت ايشان را مىپذيريم. و من به شما گفتم:" به ياد داشته باشيد سخنم را و اين كه مرا نافرمانى كرديد".
پس آنگاه كه جز به داورى، به چيزى ديگر خشنود نشديد، من بر دو داور شرط كردم كه آنچه را قرآن زنده داشته، زنده دارند و آنچه را قرآن ميرانده، بميرانند.
پس اگر به حكم قرآن داورى كردهاند؛ ما را نرسد كه با آن داور كه به حكم قرآن داورى كرده، مخالفت كنيم؛ و اگر از حكم قرآن سر پيچيدهاند، ما از حكم آنان بيزاريم».