دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٧ - ٩/ ٧ شهادت عمار بن ياسر
نبرد دست نكشيد.
فرستاده على ٧ نزد وى حضور يافت و او را فرمان داد كه پرچمش را پيش بَرَد. او به فرستاده گفت: «بنگر كه حال من چگونه است». آن فرستاده به شكمش نگريست و آن را دريده يافت. پس نزد على ٧ بازگشت و او را [از اين حال] آگاه ساخت. و چندان نگذشت كه هاشم، فرو افتاد.
٢٥٠٤. مروج الذّهب: على ٧ در آن جا كه مرقال و اسلَميان و ديگر يارانِ پيرامون او فرو افتاده بودند، ايستاد و براى ايشان دعا كرد و رحمت طلبيد و اين ابيات را خواند:
خداوند به گروه اسلَميان پاداش نيك دهد
كه با چهرههاى تابناك، پيرامون هاشم بر زمين افتادند؛
يزيد و عبد اللّه، بشر بن معبد
سفيان، و دو فرزند هاشم كه اهل بزرگوارى است.
و عروه، كه هرگاه شمشيرهاى چالاك برهنه شوند
[چنان حماسه مىآفرينند كه] ستايش و ياد ايشان هرگز از ميان نخواهد رفت.
٩/ ٧
شهادت عمّار بن ياسر
عمّار بن ياسر، صحابى، همپيمانِ حق، پشتوانه پيامبر خدا، پاكيزهنَفْس، پاكْ سرشت، ستودهخُلق، درستْدل و سرشار از دوستى خداى تعالى بود.
سختىها و دشوارىهايى كه عمّار در راه دين و براى استوارى پايههاى جامعه نوپاى اسلامى تحمّل كرد، صفحهاى است تابان كه در تاريخ اسلامى مىدرخشد. او داراى ديدى روشنبين، نگاهى ژرفكاو و گامهايى استوار بود و مىتوانست از