دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢٦ - چهار تعصب و لجاجت
اشتباه و كارى گران افتادهايد!
بدينسان، متعمّقان و متعصّبانِ لجوج، هرگز بر آنچه باور داشتند، نمىنگريستند و در آن، احتمال خطا نمىدادند تا باورهاى خود را نيازمند بازنگرى بدانند. چنين بود كه هرگز رهنمودهاى خيرخواهانه امام على ٧ را گوش ندادند و در برابر مباحثات مستدل و بيدارگر ابن عبّاس و ديگر فرستادههاى امام ٧ به بازنگرى مواضع خود نپرداختند، و شگفتا كه گاه از شنيدن سخن نيز تن زدند كه مبادا بشنوند و در آنها اثر بگذارد! عبد اللّه بن وَهْب در هنگامه نبرد گفت: [نيزهها] را به كار گيريد و شمشيرهايتان را از غلاف بكشيد. من مىترسم كه چون روز حروراء، شما را از راه به در كنند.[١]
و بعد از مناظره امام ٧ با آنها، فرياد كشيدند كه: [با آنان] روبهرو نشويد و گفتگو نكنيد.[٢]
و چون احتجاج استوار ابن عبّاس را شنيدند كه با تكيه بر قرآن، راههاى بهانهجويى را بر آنها بسته بود، فرياد زدند:
لا تَجعَلُوا احتِجاجَ قُرَيشٍ حُجَّةً عَلَيكُم؛ فَإِنَّ هذا مِنَ القَومِ الَّذينَ قالَ اللّهُ عز و جل فيهِم «بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ»[٣].[٤]
دليلآورىِ قريش را، حجتى بر ضدّ خويش نسازيد! اين مرد از كسانى است كه خداى عز و جل در باره ايشان فرموده است: «بلكه آنان مردمى ستيزه جويند».
و در گفتگويى ديگر چون پاسخهاى محكم ابن عبّاس را شنيدند و از پاسخ
[١]. صحيح مسلم: ج ٢ ص ٧٤٨.
[٢]. ر. ك: ح ٢٧١٣.
[٣]. زخرف، آيه ٥٨.
[٤]. الكامل، مبرّد: ج ٣ ص ١٠٧٩. نيز، ر. ك: ح ٢٦٧٢.