دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٦١ - ٣/ ٢ گرفتار بدترين مردم
كردند ـ: اى مردم كوفه! هرگاه شنيديد كه طليعهاى از طلايههاى سپاه شاميان بر شما سايه افكنده، هر كدام از شما به خانه خود خزيد و در به روى خود بست، آن گونه كه سوسمار به لانهاش مىخزد و كفتار به آشيانهاش! فريبخورده كسى است كه شما فريبش داده باشيد.
آن كس كه با شما پيروز شود، با تير شكسته پيروز شده است! نه هنگام فراخوان براى يارى، آزاد مردانيد و نه در هنگامه رازگويى، برادرانى قابل اطمينان. إنّا للّه وإنّا إليه راجعون! از سوى شما گرفتار چه چيزهايى شدهام! كورانى هستيد كه نمىبينيد، لالهايى كه سخن نمىگوييد، كرهايى كه نمىشنويد. إنّا للّه وإنا إليه راجعون!
٢٧٦٢. امام على ٧: امّا بعد؛ اى كوفيان! آيا هرگاه طليعهاى از طلايههاى سپاه شامْ روى آوَرَد، هر كس در به روى خود مىبندد و به خانهاش مىخزد، آن گونه كه سوسمار به لانهاش و كفتار ذليل به كُنامش مىخزد؟ اف بر شما كه از شما چهها ديدم! روزى نجوا كنان و روزى ديگر فريادزنان صدايتان كردم، نه برادرانِ روز نجوا بوديد، نه ياورانِ هنگام فراخوانى!
٢٧٦٣. امام على ٧ آن هنگام كه خبر يافت ياران معاويه بر شهر انبار شبيخون زدهاند و خود حضرتش پياده بيرون شد تا به نُخَيله رسيد و مردم هم به وى رسيدند و گفتند: اى امير مؤمنان! ما به جاى تو دشمن را مىرانيم: شما مرا از [زيانِ] خودتان نمىتوانيد كفايت كنيد، چگونه مىخواهيد از [زيانِ] ديگران مرا كفايت كنيد؟! اگر مردمْ پيش از من از ستم زمامداران شكايت داشتند، من اكنون چنانم كه از ظلم مردم شكايت دارم. گويا من پيروم و آنان پيشوا، من فرمانبرم و آنان فرمانده!