دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧٥ - ٦/ ٣ برافراشتن پرچم امان
ما يكْپارچه به تو اعلان جنگ مىكنيم، كه همانا خداوند، خيانتپيشگان را دوست نمىدارد.
على ٧ گفت: «تندبادى شما را فراگيرد و از شما هيچكس باقى نمانَد! آيا پس از ايمان آوردنم به خدا و جهادم در راه او و هجرتم همراه پيامبر خدا، به كفر اقرار كنم؟! اگر چنين كنم، به گمراهى در مىافتم و از رهيافتگان نيستم. امّا به جماعتى سبُكْ مغز و بىخِرَد، مبتلا شدهام، و خداست آن كه از او يارى مىتوان خواست».
٦/ ٣
برافراشتن پرچم امان
٢٧١٧. تاريخ الطبرى به نقل از ابوسَلَمه زُهْرى: على ٧، پرچم امان را به دست ابو ايّوب برافراشت. ابو ايّوب، آنان را ندا داد: هر يك از شما كه دست به قتل نزده و متعرّضِ كسان نشده باشد و زير اين پرچم آيد، در امان است؛ و هر كه از شما به كوفه يا مدائن روان شود و از اين جماعت جدا گردد، [نيز] در امان است. پس از آن كه به قاتلان برادرانمان از ميان شما دست يابيم، ما را نيازى به ريختن خون شما نيست.
فَروَة بن نوفل اشجعى گفت: به خدا سوگند، نمىدانم چرا با على مىجنگيم. جز اين نمىانديشم كه بازگردم تا در جنگ با او يا دنبالهروى از وى، بصيرت يابم. سپس با پانصد سوار روان گشت تا در بندنيجين[١] و دَسْكره فرود آمد. جماعتى ديگر هم برون آمده، پراكنده شدند و در كوفه جاى گرفتند. نزديك به يكصد تن هم به على ٧ پيوستند. و اينان، در جمع، چهار هزار تن بودند. و دو هزار و هشتصد تن از خوارج با عبد اللّه بن وَهْب ماندند.
٢٧١٨. الأخبار الطّوال: على ٧، پرچم [امان] را برافراشت و دو هزار مرد را زير آن گرد
[١]. شهرى مشهور در كنار نهروان در ناحيه جبل و از توابع بغداد است( معجم البلدان: ج ١ ص ٤٩٩).