دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٠٦ - (٢) ريشههاى تندروى
(٢)
ريشههاى تندروى
اكنون بنگريم كه اين جريان از كجا و چگونه و چرا سر برآورد. ريشهيابى اين جريان و يافتن عوامل انحراف آنها براى عبرتآموزى، مهمترين مسئله اين جريان است. اين اهمّيت در حالتى فوقالعاده جلوه خواهد كرد كه بدانيم بر اساس پيشگويى پيامبر ٦ و على ٧، اين جريان در هماره تاريخ اسلام وجود خواهد داشت و مبارزه با تندروى و افراط و هوشيارى در برابر آن، نياز هميشگى امّت اسلام خواهد بود.
على ٧ درباره تداوم اين جريان فكرى فرمود:
كُلَّما قُطِعَ مِنهُم قَرنٌ نَشَأَ قَرنٌ حَتّى يَخرُجَ في بَقِيَّتِهِمُ الدَّجّالُ.[١]
هرگاه شاخى از آنها قطع شود، شاخى ديگر سر بر مىآورد تا آن كه دجّال از بين باقى ماندگانشان خروج كند.
و نيز آنگاه كه خوارج در نهروان كشته شدند و به امام ٧ گفتند كه تمامى اين گروه كشته شدند، امام ٧ فرمود:
كَلّا! وَاللّهِ إنَّهُم نُطَفٌ في أصلابِ الرِّجالِ وقَراراتِ النِّساءِ؛ كُلَّما نَجَمَ مِنهُم قَرنٌ قُطِعَ،
[١]. حلية الأولياء: ج ٦ ص ٥٤، مسند ابن حنبل: ج ٢ ص ٦٣٩ ح ٦٨٨٨.