دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٥ - ٩/ ١٢ آرامش امام در عرصه نبرد
٢٥٢٧. الكافى به نقل از سعيد بن قيس هَمْدانى: روزى در جنگ، مردى را ديدم كه دو جامه [ى معمولى] بر تن داشت. اسبم را تازاندم و ديدم كه امير مؤمنان است. گفتم: اى امير مؤمنان! در چنين جايى [چه مىكنيد]؟!
گفت: «آرى، اى سعيد بن قيس! خداوند براى هر بندهاى، نگاهبان و نگاهدارى گماشته است. دو فرشته با اويند كه نگاهش مىدارند از اين كه از قلّه كوهى فرو افتد يا در چاهى سقوط كند؛ امّا آنگاه كه قضا نازل شود، او را به هر بلايى وا مىنهند».
٢٥٢٨. امام على ٧ در حالى كه در صِفّين، ميان دو صف مىگشت و جامهاى زيرين بر تن داشت و فرزندش حسن ٧ به وى گفت: اين، جامه جنگ نيست: پسركم! براى پدرت تفاوتى ندارد كه خود به مرگ روى آورَد يا مرگ به وى روى كند.
٢٥٢٩. العقد الفريد: در صِفّين، هر روز، على بن ابىطالب ٧ برون مىآمد تا ميان دو صف ايستد و آنگاه مىگفت:
كدام يك از دو روزم را از مرگ بگريزم؛
روزى كه قَدَرم فرا نرسيده يا روزى كه فرا رسيده است؟
از روزى كه قَدَرم فرا نرسيده، هراسى ندارم
و از روز مقدّر، احتياط و پرهيز كردن، نجاتبخش نيست.
ر. ك: ج ٥ ص ١٨٩ (آرامش على در جنگ).