دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٠٣ - ٧/ ١١ خطبه امام، هنگام فراغت يافتن از نبرد با خوارج
است و از آنچه مانده، زياده را مىطلبد؛ امر مىكند و خود اهل عمل به آن نيست، و نهى مىكند و خود از آن دست نمىشويد؛ شايستگان را دوست دارد و رفتار ايشان را انجام نمىدهد و ستمگران را دشمن مىشمارد و خود از آنان است؛ بر پايه گمانش نفسش بر او چيره مىشود و او بر پايه يقينش بر نَفْسش چيره نمىگردد؛ اگر بى نيازى يابد، فريفته مىشود؛ اگر بيمار گردد، در اندوه فرو مىرود؛ اگر به فقر افتد، به يأس و سستى دچار مىشود؛ پس او ميان گناه و نعمت مىچرد؛ عافيت مىيابد و شكر به جا نمىآورَد؛ مبتلا مىشود و صبر نمىورزد، گويى آن كس كه از مرگ بيم داده شده غيرِ اوست و آن كه [به بهشت] وعده و [از عذاب] پرهيز داده شده، كسى جز اوست.
اى آماجهاى بلاها! اى كه در بند مرگيد! اى جام [هاى] بيمارىها! اى غارت شده [هاى] روزگاران! اى بار [هاى] گرانِ روزگار! اى ميوه [هاى] زمان! اى نور [هاى] شب و روز! اى گُنگ [ها] در برابر حجّتها! اى آن [ها] كه فتنهها ايشان را در خود فرو بردهاند و ميان آن و معرفت حقيقىِ عبرتها، فاصله افكندهاند!
مىگويم: آن كه نجات يافت، جز به معرفت نَفْس خويش نجات نيافته؛ و آن كه هلاك شد، جز زير دست نَفْس خود هلاك نگشتهاست. خداوند فرازمند گفت: «اى ايمانآورندگان! خود و خاندانتان را از آتش دور داريد». خدا ما و شما را از كسانى گردانَد كه اندرز را مىشنوند و مىپذيرند، و به عمل فرا خوانده مىشوند و عمل مىكنند.