دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢٠ - يك عجب(خودپسندى)
ريشه در جهل و دنياگرايى در لباس دين دارد ـ شكستن پايههاى نظام اسلامى است. اكنون اندكى مشروحتر، شاخههاى اين شجره را برشماريم:
يك. عُجْب (خودپسندى)
نخستين شاخه تَعَمُّق (تندروى) و تنسُّكهاى جاهلانه، خود بزرگبينى و خودپسندى (عُجب) است. قُرّاء بهدليل افراط در تعبّد و تنسّك و اين افراط را ارزشى مهم تلقى كردن، به اين بيمارى زشت گرفتار آمدند و بر اثر اين بيمارى چنين پنداشتند كه هيچكس بهتر از آنها نيست. چنين است كه پيامبر ٦ در مقامى براى آن كه درون ناپيداى يكى از آنان را در پيشديدش بنهد، از او پرسيد:
أ قُلتَ فى نَفسِكَ حينَ وَقَفتَ عَلَى المَجلِسِ: «لَيسَ فِى القَومِ خَيرٌ مِنّى»؟
قالَ: نَعَم.[١]
آيا وقتى وارد مجلس شدى پيش خود گفتى كه: «در بين جمع، بهتر از من كسى نيست؟».
گفت: آرى.
حضرت مىخواست بدو نشان دهد كه به بيمارىِ خودبزرگبينى و خودپسندى مبتلاست. و در باره او و همانندهايش فرمود:
إنَّ فيكُم قَوما يَدأَبونَ ويَعمَلونَ حَتّى يُعجِبُوا النّاسَ وتُعجِبَهُم أنفُسُهُم.[٢]
بين شما گروهى هستند كه پشت كار را مىگيرند و كار انجام مىدهند، به گونهاى كه مردم را به شگفتى وا مىدارند و خود نيز مغرور مىگردند.
[١]. ر. ك: مسند أبى يعلى: ج ١ ص ٩٠، سنن الدار قطنى: ج ٢ ص ٤١، فتح البارى: ج ١٢ ص ٢٨٩.
[٢]. فتح البارى: ج ١٢ ص ٢٨٩.