دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤٧ - ١٠/ ٢ ليلة الهرير(شب غرش)
آنروز، خُزَيمة بنثابت ذو شهادتين (داراى دو گواهى، كه يك گواهىاش به منزله دو گواهى بود)[١] كشته شد و از شاميان، عبد اللّه بن ذى كلاع حِميَرى از پاى درآمد.
٢٥٥٨. الأخبار الطوال: على ٧، خود، به شاميان حمله مىكرد، تا در ميان آنها ناپديد مىشد و سپس خونرنگْ بُرون مىشد. آن روز و آن شبشان را پيوسته، تا يك سوم از شبْ گذشته، چنين سپرى كردند. على ٧ پنج زخم برداشت كه سه تا در سرش و دو تا در صورتش بود.
١٠/ ٢
لَيلَةُ الهَرير (شبِ غُرّش)
٢٥٥٩. مروج الذَّهب: شب جمعه بود، شب غرش، و شمارِ كسانى كه على ٧ به دست خويش در آن روز و شبش از پاى در آورده بود، به ٥٢٣ تن مىرسيد كه بيشينه ايشان در روز هلاك شده بودند. حال چنان بود كه هرگاه وى كسى را مىكشت، هنگام ضربه زدن به او، تكبيرى مىگفت و هر ضربه او به كشته شدن منجر مىشد. اين را فرزندان وى و ديگرانى كه در نبرد وى، به دنبالش بودند و از او جدا نمىشدند، روايت كردهاند.
٢٥٦٠. الفتوح: سواران بر ركابها ايستادند و شمشيرها را جنباندند. گرد و غبار برخاست و اوج گرفت؛ پرچمها فرو افتادند و بيرقها به زير آمدند، خورشيد پنهان گشت، نوبتهاى نماز گذشت و هيچ يك از افراد دو سپاه، نتوانست [به طور معمول] نماز و سجده براى خداوند به جاى آورَد؛ بلكه نماز، تنها با تكبير گفتن و اشاره كردن روى به قبله برگزار شد.
شب به ايشان روى آورْد و جنگ شدّت گرفت و آن شب، شب غرّش بود. در
[١]. ر. ك: ج ١٣ ص ١٨٧( خزيمة بن ثابت، ذو شهادتين).