دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٧ - ٩/ ٢٦ پاسخ ابن عباس به معاويه
٩/ ٢٥
نامه معاويه به ابن عبّاس
٢٥٥٢. وقعة صِفّين: معاويه به ابن عبّاس نوشت:
امّا بعد؛ اى هاشميان! شما در آزردنِ هيچ كس، به اندازه آزردنِ ياران عثمان بن عفّان، شتاب نداريد؛ چندان كه طلحه و زبير را كشتيد، از آن رو كه خونخواهِ عثمان بودند و آنچه را بر او رفته بود، گران مىشمردند.
اگر اين همه براى آن است كه حكومت به بنى اميّه نرسد، پيشتر [كسانى از خاندان] عَدى و تَيْم (عمر و ابو بكر) به آن دست يافتند؛ امّا شما با آنان درنيفتاديد، بلكه فرمانبرىِ خود از ايشان را آشكار كرديد. اكنون حال چنين است كه مىبينى و اين جنگها برخى از هر دو طرف را چنان در كام خود فرو بُرده كه در آن به برابرى رسيدهايم. پس هر چه شما را در ما به طمع اندازد، ما را در شما به طمع مىافكَنَد و هر چه شما را از ما منصرف سازد، ما را از شما منصرف مىكند.
ما چيزى را جز آنچه حاصل شد، اميد داشتيم و [حتّى] از كَمينه آنچه وقوع يافت، بيمناك بوديم. شما امروز در رويارويى با ما به تندىِ ديروز نيستيد و فردا نيز به تندىِ امروز نخواهيد بود. ما به حكومت شام كه در چنگ داريم، قناعت مىورزيم، شما هم به حكومت عراق كه در دست داريد، قناعت كنيد.
پس بر قريش رحم آوريد كه از بزرگانش تنها شش تن ماندهاند: دو در شام، دو در عراق، و دو در حجاز. دو تنِ شام، من و عمرو، دو تنِ عراق، تو و على، و دو تنِ حجاز، سعد و ابن عُمَر! دو تن از اين شش، با تو دشمنى ورزيدهاند و دو تنِ ديگر، در تو توقّف كردهاند. و امروز، تو سرآمدِ اين جمع هستى. اگر مردم پس از عثمان با تو بيعت مىكردند، ما شتابانتر از آن كه به سوى على رويم، به تو مىگرويديم.
٩/ ٢٦
پاسخ ابن عبّاس به معاويه
٢٥٥٣. وقعة صِفّين: آنگاه كه اين نامه به ابن عبّاس رسيد، وى را خشمگين كرد و گفت: تا چند، فرزندِ هِند، عقل مرا به خود مىخوانَد و تا چه زمان، آنچه را در دل دارم، به صراحت