دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٨٨ - ب نقض عهد
امام ٧ در برابر پيشنهادهاى آنان مقاومت كرد، و اين مقاومت به جدا شدن قاريان از امام و در نهايت، به جنگ نهروان انجاميد.
آخرين پرسش اساسى در جريان حكميّت اين است كه: چرا امام ٧ پيشنهاد قاريان را نپذيرفت؟ آيا نمىدانست كه نپذيرفتن پيشنهاد آنان به كجا مىانجامد؟ و سرانجام، حكمت بهرهگيرى نكردن امام ٧ از اين فرصت طلايى براى پايان دادن به فتنه قاسطين و پيشگيرى از فتنه مارقين چيست؟
پاسخ اين است كه پذيرفتن پيشنهاد آنان، مستلزم سه خطاى بزرگ سياسى و دينى بود كه امام ٧ نمىتوانست به آن تن در دهد:
الف ـ پذيرفتن خطا در رهبرى
نخستين درخواست خوارج اين بود كه امام ٧ بپذيرد كه در رهبرى و فرماندهى سپاه در ارتباط با پذيرش حكميّت خطا كرده است. امّا امام ٧ نمىتوانست خود را خطا كار اعلام كند؛ زيرا: حَكَم قرار دادن براى حل اختلافات، نه تنها خطا نيست، بلكه موردتأييد قرآن است. تنها ايراد اين است كه حكميّت در اين ماجرا برخلاف حكمت و سياست بود و امام ٧ نيز اين نكته را صريحا اعلام كرده بود؛ ولى آنان خود نپذيرفتند و حكميت را بر امام ٧ و سپاه كوفه تحميل كردند.
علاوه بر اين، امام ٧ مىخواست بهگونهاى كه خوارج قانع شوند، استغفار نمايد؛ اما اشعث نگذاشت و مىخواست امام ٧ بهگونهاى به خطا اعتراف نمايد كه حيثيت و اعتبار رهبرى او خدشهدار گردد.
ب ـ نقض عهد
برفرض كه امام ٧ به خطاى خود اعتراف مىكرد، خوارج درخواست ديگرى داشتند كه پيماننامه سپاهيان كوفه و شام نقض شود؛ امّا از ديدگاه امام ٧ وفادارى به پيمان يكى از اصول بين المللى اسلام است كه بههيچ بهانهاى نبايد نقض شود و