دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦٧ - ١١/ ٣ بر افراشته شدن قرآنها
معاويه گفت: آنچه خواهى، كن!
پس قرآنها را برافراشتند و ياران على ٧ را به داورىِ قرآن فرا خواندند و گفتند: شما را به كتاب خدا فرا مىخوانيم.
على ٧ گفت: «اين، نيرنگ است. ايشان اهلِ قرآن نيستند».
اشعث بن قيس كِنْدى به اعتراض برخاست معاويه پيشتر دلش را به دست آورده، طىّ نامهاى او را به سوى خود فرا خوانده بود و گفت: آنان ما را به حق دعوت كردهاند.
على ٧ گفت: «همانا جز اين نيست كه ايشان با شما نيرنگ مىبازند و قصد دارند شما را از خود، باز دارند».
اشعث گفت: به خدا سوگند، اگر دعوتشان را نپذيرى، از تو كناره خواهم گرفت.
يمنىها به اشعث گرويدند و او گفت: به خدا سوگند، يا دعوت ايشان را اجابت مىكنى و يا تو و يارانت را، به ايشان مىسپاريم!
٢٥٧٢. مروج الذهب در بيان ماجراى روز غرّش: در آن روز كه آدينه بود، اشتر، فرمانده جناح راست على ٧، در آستانه پيروزى قرار داشت كه سالخوردگانِ شامى ندا دادند: اى انبوهِ عرب، خدا را! خدا را! حرمتها و زنان و دختران را پاس داريد.
معاويه گفت: اى فرزند عاص! آنچه را پوشيده داشتهاى، آشكار كن، كه هلاك شديم. حكومتِ مصر را هم در ياد داشته باش!
عمرو گفت: اى مردم! هر كه قرآن دارد، بر نيزه بيفرازد.
در ميان سپاه، فراوان قرآن بر افراشته شد و فريادها به هوا برخاست. مىگفتند: كتاب خدا ميان ما و شما داور است. پس از شاميان، چه كس پاسدار مرزهاى شام، و پس از عراقيان، چه كس نگاهبان مرزهاى ايشان خواهد بود؟ چه كسى به جهاد روميان و تُركان و كافران خواهد رفت؟
در سپاه معاويه، نزديك به پانصد قرآن برافراشته شد.