دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١٢ - دو دنياطلبى
فَلَمّا نَهَضتُ بِالأَمرِ نَكَثَت طائِفَةٌ ومَرَقَت اخرى وقَسَطَ آخَرونَ، كَأَنَّهُم لَم يَسمَعوا كَلامَ اللّهَ سُبحانَهُ يَقولُ: «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ»![١]
بَلى! وَاللّهِ لَقَد سَمِعوها ووَعَوها، ولكِنَّهُم حَلِيَتِ الدُّنيا في أعيُنِهِم، وراقَهُم زِبرِجُها.[٢]
وقتى زمام امور را به دست گرفتم، گروهى پيمان شكستند و گروهى ديگر از جمع ديندارانْ بيرون رفتند و گروهى ديگر ستمكارى ورزيدند، گويى كلام خداوند سبحان را نشنيدهاند كه مىگويد: «سراى آن جهان راى براى كسانى قرار دادهايم كه تصميم به برترى جويى در زمين و فسادگرى ندارند و پايان كار از آنِ پرهيزگاران است».
آرى، به خدا سوگند، شنيدند و دانستند؛ امّا دنيا در چشمشان زيبا جلوه نمود و زيورهايش برايشان خوش نمود!
شايد با آنچه درباره خوارج در تاريخ گزارش شده است، باور كردن اين مطلب اندكى دشوار باشد. آنان كه عنوان زهد را يدك مىكشيدند و به ظاهر «دنيا گريز» بودند، در عبادت، سخت به خود رنج مىدادند و در اين باره از حدّ اعتدال گذشته بودند، به ظاهر به دنبال جنبههاى مادّى دنيا نبودند، و در ميدان رزمْ آن چنان رزمآورى مىكردند، دنيا مدارى اينان يعنى چه؟!
بايد گفت: «هزار نكته باريكتر ز مو اينجاست!». دنيا گرايى و دنيامدارى، نمودها و چهرههايى دارد. كسانى گاه بر خود سخت مىگيرند و خود را به دشوارى
[١]. قصص، آيه ٨٣.
[٢]. نهج البلاغة: خطبه ٣، الإرشاد: ج ١ ص ٢٨٩، الاحتجاج: ج ١ ص ٤٥٧ ح ١٠٥، الطرائف: ص ٤١٨.