دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٨٥ - ٤/ ٥ قعقاع بن شور
گفت: نه بر تو، نه با تو.
فرمود: «پس مىخواهى چه كنى؟».
گفت: به رُها[١] مىروم كه يكى از گشايشهاست. منتظر مىمانم تا اين ماجرا (جنگ صفّين) به پايان رسد. به خانهاش رفت و در را بست. شامگاهان نزد معاويه گريخت ...
ابن معتم نيز گريخت و نزد معاويه رفت. امّا آن دو همراه معاويه نجنگيدند و از هر دو جناح كناره گرفتند. چون حنظله گريخت، على ٧ دستور داد خانهاش را ويران كردند.
٤/ ٤
عبد اللّه بن عبد الرحمن
٢٧٨٣. الغارات: عبد اللّه بن عبد الرحمن بن مسعود ... در جنگ صفّين همراه على ٧ بود. ابتدا همراه معاويه بود. سپس به على ٧ پيوست. سپس به معاويه پيوست. آنگاه على ٧ او را «هَجَنّع» نام نهاد، يعنى «دراز»!
٤/ ٥
قعقاع بن شور
از زندگانى او چندان اطّلاعى در دست نداريم. پس از قدامة بن عجلان، فرماندار كَسكَرْ شد. به گفته ابن ابى الحديد، فرماندار «مسيان» هم شد. بيت المال را صرف عياشى و كامجويىهاى خود كرد و چون فهميد كه امير مؤمنان از كار او آگاه
[١]. يكى از شهرهاى شام در شمال شرقى فرات، كه امروز در تركيه واقع است و به نام اورفا شناخته مىشود.