دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٩ - ٩/ ٧ شهادت عمار بن ياسر
پشت ابرهاى متراكمِ حيله و نيرنگ و ظواهرِ آميخته به اسلام و توحيد، حقيقتِ شرك را دريابد.
او در برابر پرچم شاميان، موضعى شگرف گرفت و گفت: به آن كه جانم در دست او است، من زير اين پرچم، همراه پيامبر خدا سه بار جنگيدهام و اين، چهارمين بار است. به آن كه جانم در دست او است، اگر چنان ما را بزنند كه به بلندىهاى هَجَر پرتابمان كنند، باز يقين دارم كه مصلحان ما بر حقّاند و آنان (شاميان) در گمراهىاند.
و چنين بود كه وجود عمّار در صِفّين براى برخى، نشاطانگيز، براى گروهى بيمآور و براى دستهاى تأمّلبرانگيز بود.
آنگاه كه زبير دانست او در ميدان جنگ جَمَل حضور دارد، رو به فروپاشى رفت. وجود او در صِفّين، بسيارى از ياران معاويه را به ترديد افكنْد؛ زيرا پيامبر خدا به وى فرموده بود: «تو را گروهك متجاوز، خواهند كشت»[١] و [نيز] فرموده بود: «شاميان و عراقيان با هم رويارو خواهند شد و عمّار در ميان اهل حق خواهد بود و گروهك متجاوز، او را خواهند كشت» و [هم] فرموده بود: «عمّار را روا نيست كه از حق جدا گردد و آتش، هرگز چيزى از پيكرش را در كام نخواهد كشيد»
[١]. اين حديث را ٢٧ تن از صحابيان، با الفاظ متفاوت، روايت كردهاند. نيز، ر. ك: صحيح البخارى: ج ١ ص ١٧٢ ح ٤٣٦ و ج ٣ ص ١٠٣٥ ح ٢٦٥٧، صحيح مسلم: ج ٤ ص ٢٢٣٥ ح ٧٠ و ص ٢٢٣٦ ح ٧٢.