دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٧٣ - ٣/ ١٠ مىگوييد «على دروغگوست»!
را داشتم و مثل مبادله طلا، شما را عوض مىكردم. كاش با بصيرتم آنان را ديدار مىكردم و خداوند مرا از رنج شما و مدارا كردن با شما آسودهام مىكرد؛ مدارايى بهسان مدارا كردن با شتران جوان و باردار و زخمى، و لباسهاى مندرس كه از هر طرف مىدوزند، از سوى ديگر پاره مىشود.
٢٧٧٢. امام على ٧ در سخنى در جمع ياران خويش: اى گروهى كه جسمهايتان حاضر است، ولى انديشههايتان غايب و خواستههايتان ناهمگون! اى گروهى كه پيشوايانتان گرفتار شما شدهاند! پيشواى شما مطيع خداست و شما نافرمانىاش مىكنيد و پيشواى شاميان خدا را نافرمان است، ولى آنان اطاعتش مىكنند. به خدا سوگند، دوست داشتم معاويه، مثل مبادله درهم به دينار، حاضر به مبادله با من مىشد، ده نفر از شما را از من مىگرفت و يكى از آنان را مىداد!
٣/ ١٠
مىگوييد: «على دروغگوست»!
٢٧٧٣. امام على ٧: امّا بعد؛ اى اهل عراق! شما همچون آن زن بارداريد كه چون باردارىاش به پايان برسد، سقط جنين كند و شوهرش بميرد و بيوگىاش به درازا كشد و دورترين بستگانش از او ارث برند. به خدا سوگند، به اختيار خود به سوى شما نيامدم. مرا به سمت شما كشاندند. به من خبر رسيده كه مىگوييد: «على دروغ مىگويد»! خدا مرگتان بدهد! بر چه كسى دروغ بندم؟ بر خدا؟! من كه نخستين ايمان آورنده به اويم. يا بر پيامبرش؟! من كه اوّلين كسم كه او را تصديق كردم. نه به خدا سوگند، اين، سخنى است كه شما از آن غافليد و شايستگىِ آن را هم نداريد. واى بر