دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٢١ - فصل نهم شورش خريت بن راشد
به وى پيوستهاند و نزديك به دويست تن شدهاند ... پس مَعقِل به سوى اهواز رفت ... و در حوالى يكى از كوههاى رامهرمز به آنان رسيدند ...
سپس ياران مَعقِل، هفتاد تن از ايشان، شامل بنى ناجيه و عربهاى همراهشان را كشتند و [نيز] حدود سيصد تن از كافران عجم و كُردها را از پاى درآوردند. آنگاه، خِرّيت بن راشد شكست خورد و به كرانه دريا پيوست، حال آن كه گروهى بسيار از قومش با او بودند و وى با آنان حركت مىكرد و به مخالفت با على ٧ فراشان مىخوانْد و به آنان اعلام مىكرد كه هدايت، در جنگ با على است؛ چندان كه بسيارى از ايشان از او پيروى كردند ....
پس على ٧ به مَعقِل پيغام نوشت و او و يارانش را ستود و به وى فرمان داد كه خِرّيت را دنبال كند و يا بكشد يا تبعيد نمايد ... چون مَعقِل به خرّيت رسيد، پرچم امان برافراشت و گفت: هر كس زير اين پرچم درآيد، در امان است، مگر خِرّيت و يارانى از او كه نخست بار با ما جنگيدند.
پس بسيارى از همراهان خِرّيت كه همقومِ وى نبودند، از او جدا گشتند ... سپس معقل و همه همراهانش هجوم آوردند و به جنگى شديد پرداختند و در نبرد با او پايدارى ورزيدند.
آنگاه، نعمان بن صُهبان راسِبى، خِرّيت را ديد و به او هجوم آورْد و بر وى ضربهاى زد. او از چارپايش به زير افتاد. دو ضربه ردّ و بدل كردند و نعمان، وى را كشت. از همراهان وى در ميدان نبرد، يكصد و هفتاد تن از پاى درآمدند و باقى به راست و چپ پراكنده شدند.
ر. ك: ج ٤، ص ٢٧١ (سياستهاى امنيّتى/ كيفر ندادن بر پايه گمان و اتهام).