دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩ - ٨/ ٦ روز سوم نبرد
سواره و پياده با پياده. سپس بازگشتند، حال آن كه برابرِ هم به خوبى پايدارى ورزيده بودند.
٢٤٧٣. مروج الذّهب: در دومين روز نبرد كه پنجشنبه بود، على ٧، هاشم بن عُتْبة بن ابى وقّاص زُهْرىِ مِرقال را به ميدان فرستاد؛ همو كه برادرزاده سعد بن ابى وقّاص بود و از آن روى «مرقال» خوانده مىشد كه در جنگ، تيزتَك بود. وى كه از شيعيان على به شمار مىرفت، يك چشم خويش را در جنگ يَرموك از دست داده بود ... آنگاه، معاويه، ابو اعور سُلَمى را به ميدان وى فرستاد؛ يعنى سفيان بن عوف را كه از پيروان معاويه و جداشدگان از على ٧ بود. پس ميان ايشان جنگى سخت درگرفت و در فرجامِ روز، با كشتگانى بسيار باز گشتند.
٨/ ٦
روزِ سوم نبرد
٢٤٧٤. تاريخ الطبرى به نقل از قاسم، غلامِ يزيد بن معاويه: روز سوم، عمّار بن ياسر به ميدان آمد و عمرو بن عاص به مقابلهاش برون شد. سپاهيان به نبردى بس سخت پرداختند. عمّار سخن گفتن آغاز كرد: اى عراقيان! آيا مىخواهيد كسى را بنگريد كه با خدا و پيامبرش دشمنى ورزيد و با آنان جنگيد و بر مسلمانان ستم رانْد و مشركان را پشتيبانى كرد و آنگاه كه ديد خداوند عز و جل، دينش را شكوه مىبخشد و پيامبرش را چيره مىسازد، وى نزد پيامبر ٦ آمد و اسلام آورْد، حال آن كه ما ديديم از بيم، اسلام پذيرفت، نه با رغبت؛ و هنگامى كه خداوند عز و جل جان پيامبرش را ستاند، به خدا سوگند، همچنان از آن پس، به دشمنى با مسلمان [ها] و دوستى با مجرم [ها] شناخته شد؟ پس در برابرش پايدارى بورزيد و با وى بجنگيد، كه همانا وى [به زعم خود] نور خدا را خاموش مىكند و دشمنان خداوند عز و جل را پشتيبان است.