دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦١ - ١٤/ ٤ سفارش احنف بن قيس به ابو موسى
خدا او را در راه اسلام به كسى هدايت كند كه
همسرِ دختِ پيامبر است؛ و چه نيكو دامادى است!
ابو موسى گفت: شايسته نيست گروهى كه مرا متّهم مىكنند، مرا مأموريّت دهند تا باطلى را از ايشان دور سازم يا حقّى را به سويشان جلب كنم ... و همراه عمرو بن عاص و شُرَحْبيل بن سِمْط كِنْدى با گروهى عظيم، روان گشت و آنگاه كه از گزندْ نرساندنِ عراقيان به وى اطمينان يافت، او را بدرود كرد و گفت: اى عمرو! تو مرد قريشى و معاويه، جز با اطمينان به تو، مأموريتت نداده و هرگز به ناتوانى و نيرنگ گرفتار نشوى؛ و مىدانى كه من اين زمينه را براى تو و رفيقت (معاويه) فراهم ساختم. پس گمانِ ما را برآور.
سپس بازگشت و شريح بن هانى نيز آنگاه كه از گزند شاميان بر ابو موسى ايمن گشت، همراهِ سرشناسان قوم، او را وداع گفت.
١٤/ ٤
سفارش احنف بن قيس به ابو موسى
٢٦١٤. وقعة صِفّين به نقل از جُرجانى: واپسين كسى كه ابو موسى را بدرود گفت، احنف بن قيس بود كه دست وى را گرفت و به او گفت: اى ابو موسى! اهمّيت اين كار را درياب و بدان كه آينده به آن بسته است و اگر تو [حقّ] عراق را تباه كنى، ديگر عراقى وجود نخواهد داشت. پس تقواى الهى پيشه كن كه تقوا، دنيا و آخرتت را تأمين مىكند. فردا كه عمرو را ملاقات مىكنى، در سلام گفتن به وى پيشدستى مكن. گر چه پيشدستى در سلام گفتن، سنّت است، او شايسته آن نيست. وبه او دست مَدِه، كه اين دست امانت است. مبادا كه او تو را بر بالاى مجلس نشانَد كه اين كار، نيرنگ است. و با او در تنهايىاش ديدار مكن و بپرهيز از آن كه در مكانى با تو سخن گويد كه به نيرنگ، مردان و گواهانى در آن پنهان شده باشند.