دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢٨ - (٤) نقش عوامل نفوذى
(٤)
نقش عوامل نفوذى
در پايان، نكتهاى كه در تحليل و ريشهيابى فتنه خوارج نبايد مورد غفلت قرار گيرد، نقش عوامل نفوذى خارجى (بويژه نفوذىهاى «قاسطين») در انحراف «مارقين» است. هرچند با پنهانكارىهايى كه در اين زمينه بهطور طبيعى وجود دارد، دسترسى به اسناد تاريخى براى اثبات اين ادّعا دشوار است؛ امّا از طريق قرائن، تا حدودى مىتوان به مقصود رسيد. يكى از قرائنى كه مىتواند پژوهشگر را در اين زمينه يارى دهد، بررسى نقش اشعث در اين فتنه است.[١]
تأمّل در روايات تاريخى و بويژه آنچه در كتاب ارجمند وقعة صِفّين درباره اشعث و موضعگيرى او در اوج درگيرى صِفّين و پس از آن آمده است، ترديدى باقى نمىگذارد كه او يا به خاطر عزل شدنش از حكومت آذربايجان[٢] و كنار گذاشته شدن از رياست قبيلهاش[٣] و يا به سبب ديگرگونىهاى اعتقادى و تزلزل در باورهاى دينى، هيچگونه پيوندى با على ٧ نداشت و نوعى چهره نفوذى معاويه در سپاه
[١]. ر. ك: ج ١٣ ص ٨٩( اشعث بن قيس).
[٢]. وقعة صفّين: ص ٢١.
[٣]. وقعة صفّين: ص ١٣٧ ١٣٩.