دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢٩ - (٤) نقش عوامل نفوذى
على ٧ بود. اين كلام ابن ابىالحديد درباره وى، بسى تأمّل برانگيز است:
كُلُّ فَسادٍ كانَ في خِلافَةِ عَلِيٍّ ٧ وكُلُّ اضطِرابٍ حَدَثَ فَأَصلُهُ الأَشعَثُ.[١]
هر فساد و اغتشاشى كه در خلافت على ٧ به وجود آمد، ريشه آن اشعث بود.
اشعث به ارتباط با جبهه معاويه متّهم بود و خودْ اين نكته را مىپاييد و مىكوشيد كارى نكند كه اين راز از پرده برون افتد. او به هنگام عزل نيز آهنگ معاويه كرده بود و قومش او را باز داشته بودند.[٢] پيوندهاى او با معاويه و گفتگويش با فرستادگان او نيز دليل است بر اين كه وى در وراى ظاهرش، به گونه عامل معاويه تلاش مىكرده است.[٣]
او در هنگامه اوج نبرد و درماندگى سپاه معاويه و بروز نشانههاى پيروزى سپاه على ٧ در ميان قبيلهاش سخن گفت، و بىسرپرستى زنان و فرزندان را در پيشديد آنان نهاد و تزلزل شگفتى به وجود آورد[٤] و چون سپاهيان معاويه با نيرنگ عمرو قرآن را بر سر نيزه كردند، خطابه خواند و على ٧ را به پذيرش صلح، مجبور كرد[٥] و چون بنا بر حكميّت شد و على ٧ مالك و يا ابن عبّاس را پيشنهاد كرد، اشعث با تمام توان، مخالفت ورزيد[٦] و چون متن پيمان حكميّت نوشته شد، آن را در ميان سپاهيان گزارش نمود.
كسانى از سپاه فرياد برآوردند كه: «حكم، تنها از آنِ خداست»[٧] و پس از آن كه
[١]. شرح نهج البلاغة: ج ٢ ص ٢٧٩.
[٢]. وقعة صفّين: ص ٢١.
[٣]. وقعة صفّين: ص ٤٠٨، تاريخ اليعقوبى: ج ٢ ص ١٨٨.
[٤]. وقعه صفّين: ص ٤٨١.
[٥]. وقعة صفّين: ص ٤٨٢.
[٦]. وقعة صفّين: ص ٤٩٩.
[٧]. وقعة صفّين: ص ٥١٢.