دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥ - ٩/ ٤ شهادت اويس بن عامر قرنى
پروردگارم را ستايش مىكنم كه شايسته ستايش است.
اوست كه هر چه را بخواهد، انجام مىدهد.
و دينِ [او] پايدار و رهنمون به راه راست است.
آنگاه به جنگ پرداخت تا كشته شد.
٩/ ٤
شهادت اويس بن عامر قَرَنى
٢٤٩٤. رجال الكشّى به نقل از اصبغ بن نباته: همراهِ على ٧ در صفّين بوديم كه ٩٩ مرد با او پيمان بستند. سپس وى گفت: «صدمين تَن كجاست؟ پيامبر خدا به من وعده داده است كه در چنين روزى، صد مرد با من پيمان مىبندند».
در اين حال، مردى پيش آمد كه قبايى پشمين داشت و دو شمشير آويخته بود. پس گفت: دست بگشاى تا با تو پيمان بندم.
على ٧ گفت: «بر چه چيز با من پيمان مىبندى؟».
گفت: بر اين كه جان خويش را به پاى تو ريزم.
گفت: «كيستى؟».
گفت: اويس قَرَنى هستم.
پس با على ٧ بيعت كرد و پيشاپيشِ او همچنان جنگيد تا كشته شد و [پيكرش] در ميانِ پيادگان يافت گشت.
٢٤٩٥. المستدركعلى الصحيحين بهنقلاز ابو مكين: زنى را در مسجد اويس قرنى ديدم كه گفت: اويس و يارانش در آن مسجد به نماز گزاردن و قرائت مُصحَفهاشان مشغول مىشدند و من صبحانه و شامشان را بدينجا مىآوردم تا آنان نماز