دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩٧ - (١) تندروى دينى از نگاه احاديث
متعمّق: زيادهروى كننده در هدف مورد نظر خويش؛ شخصى كه در پى دستيابى به نهايتِ ممكن است.
ابن منظور آورده است:
المُتَعَمِّق: المُبالِغُ فِي الأَمرِ، المُتَشَدِّدُ فيهِ، الَّذي يَطلُبُ أقصى غايَتِهِ ...[١]
متعمق: كسى كه در چيزى زياده روى مىكند و آن را سخت مىگيرد و مىخواهد نهايت آن را بجويد.
اين معنا را در بيان محدّثان نيز مىتوان يافت. محدّثان در شرح و تبيين روايات فراوان، تعمّق را به: زيادهروى، خروج از اعتدال و افراط (در برابر اعتدال) به كار گرفتهاند.[٢]
با كاوش در موارد استعمال واژه «تعمّق» در فرهنگها و احاديث اسلامى منقول در منابع فريقين، براى پژوهشگر ترديدى باقى نمىماند كه مراد از اين واژه در فرهنگ اسلامى، افراط، تندروى و خروج از اعتدال است. به هرحال، اگر نبود جز روايتى كه متن آن را آورديم، در اثبات اين ادّعا بسنده بود.
چنين بود كه پيامبر ٦ هماره به يارانش سفارش مىكرد كه در امور دين از مرز اعتدال نگذرند، خود را در تنگنا قرار ندهند، شور و نشاط را در پرستش از دست ندهند و خود را در مرز سنّت حفظ كنند. مجموعه سفارشها و آموزههاى آن حضرت كه بسيار خواندنى و درسآموز است، متأسّفانه در اين مجال نمىگنجد. لذا نمونههايى از آن را مىآوريم:
[١]. لسان العرب: ج ١٠ ص ٢٧١، النهاية: ج ٣ ص ٢٩٩.
[٢]. مجلسى ; در توضيح آنچه از امام كاظم ٧ روايت شده كه« در وضو تعمّق نورزيد» گفته است:« يعنى در مصرف آب و تلاش فزونتر در رساندن آب به بدن، افزون از خوب شستن»( بحار الأنوار: ج ٨٠ ص ٢٥٨. نيز، ر. ك: وسائل الشيعة: ج ١ ص ٤٣٤،« باب استحباب صفق الوجه بالماء قليلًا عند الوضوء وكراهة المبالغة في الضرب والتعمّق في الوضوء»، صحيح البخارى: ج ٦ ص ٢٦٦١« باب ما يكره من التعمّق والتنازع في العلم والغلوّ في الدين والبِدع»).