دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٠١ - ٧/ ١١ خطبه امام، هنگام فراغت يافتن از نبرد با خوارج
٧/ ١٠
سياست امام درباره زخميان و غنيمتها
٢٧٤١. تاريخ الطبرى به نقل از عبد الملك بنابى حرّه: على ٧ شمارى از ايشان را كه هنوز رمقى داشتند، فرا خوانْد. چهارصد تن را يافتيم. على ٧ فرمان داد كه به طوايف خويش بازگردانده شوند و گفت: «آنان را با خود همراه بَريد و مداواشان كنيد. هر گاه بهبود يافتند، به كوفه رسانيدشان؛ و آنچه را در اردوگاهشان يافت مىشود، بر گيريد».
جنگافزار و چارپايان و متاعى را كه براى جنگ با وى همراه داشتند، ميان مسلمانان تقسيم كرد و كالاها و بندگان و كنيزان را، چون بازآمد، به صاحبانشان بازگردانْد.
٧/ ١١
خطبه امام، هنگام فراغت يافتن از نبرد با خوارج
٢٧٤٢. كنز العمّال به نقل از عبد الملك بن قريب: از علاء بن زياد اعرابى شنيدم كه از پدرش نقل مىكرد: پس از آشوب و فراغت يافتن از [نبرد] نهروان، امير مؤمنان على بن ابى طالب بر منبر كوفه فراز آمد و خداى را ستايش گفت. آنگاه، گريه راه سخن را بر او بست و آن قدر گريست كه اشك، ريشش را فرا گرفت و از آن جارى شد. سپس ريشش را پاك كرد و قطرههايى از اشكش بر شمارى از افراد فرو افتاد. و ما مىگفتيم: همانا هر كس اين اشكها بر او چكيده باشد، خداوند، پيكرش را بر آتش حرام مىكند.
آنگاه گفت: «اى مردم! همانند آن كس نباشيد كه بدون عمل، آرزومندِ آخرت است و با بلندْ آرزويى، توبه را به تأخير مىافكنَد؛ همچون زاهدان درباره دنيا سخن مىگويَد و همانند دنياگرايان در آن رفتار مىكند؛ اگر از دنيا بهره داده شود، سير نمىگردد و اگر از آن بازداشته شود، قناعت نمىورزد؛ از سپاس گزاردن براى آنچه به او داده شده، ناتوان