دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩٩ - نقطه آغازين انحراف
تعمّق (تندروى و افراط) و با معيار آن ديگران را سنجيدن، سرانجامى جز داورىهاى ناهنجار، خود را حق ديدن و ديگران را طرد كردن و ... نخواهد داشت. اين گونه نگرشهاست كه تفرّق ايجاد مىكند، كژى مىآفريند و شقاق ايجاد مىكند و در نتيجه، كفر را بر شانههاى خود، استوار مىدارد. كلام امام على ٧ در تبيين اين حقيقت، بسى روشنگر است كه تعمّق را از بنيادها و استوانههاى كفر تلقّى كرده است:
وَالكُفرُ عَلى أربَعِ دَعائِمَ: عَلَى التَّعَمُّقِ، وَالتَّنازُعِ، وَالزَّيغِ، وَالشِّقاقِ؛ فَمَن تَعَمَّقَ لَم يُنِب إلَى الحَقِّ.[١]
كفر بر چهار پايه استوار است: بر سختگيرى، درگيرى، شك و دشمنى. هر كس سخت گيرد، به حق نمىرسد.
اين گونه كسان با تأكيد بر پندار خود و زيادهروى در فكر و آنگاه كنشهاى افراطگرايانه، هرگز مجال بازگشت به حق را نمىيابند و از اين روى، به اسلام گردن نمىنهند؛ چرا كه اسلام جز تسليم حق بودن و به آن معترف شدن و از آن تن نزدن، چيز ديگرى نيست.
بزرگترين مشكل خوارج، متأسفانه، اين تندروى و افراط بىمرز بود و از اين روى، درنهايتْ بدين باور دست يافتن كه هر كسى متفاوت با آنان بينديشد و بگويد و عمل كند، در حيطه كفر خواهد بود.
نقطه آغازين انحراف
شمارى از مسلمانان صدر اسلام به جهاتى كه پس از اين و به هنگام سخن از ريشهيابى تعمّق خواهيم آورد، هشدارهاى پيامبر ٦ را در اين زمينه جدّى نگرفتند، از سنّت نبوى تجاوز كردند و با تندروى و گرايشهاى افراطى، گاه بر پيامبر ٦ نيز خرده گرفتند. پيامبر ٦ در نبردى در حال تقسيم غنايم بود و بر اساس مصالحى
[١]. نهج البلاغة: حكمت ٣١، الكافى: ج ٢ ص ٣٩٢ ح ١، الخصال: ص ٢٣٢ ح ٧٤، تحف العقول: ص ١٦٦.